داستان سیاه چاله ها

داستان سیاه‌چاله‌ها ـ ۱

داستان سیاه‌چاله‌ها

قسمت اول

داستان سیاه چاله ها

به نام ایزد دانا

 

یک عصر بهاری، هوای دلپذیر، و صداهای مختلفی که از پنجره به گوش می‌رسد: کودکانی که در کوچه‌ها یا خانه‌های مجاور در حال بازی هستند، گنجشک‌هایی که سرمست این هوای اردیبهشتی هستند. و هیاهوی ماشین‌های شهر و گاه گاهی غرّش‌های کوتاه بادهای بهاری.

کاغذی را برگوشه میز می‌بینم که چند روز قبل اطلاعاتی در مورد نخستین تصویری که از یک سیاه‌چاله منتشر شده بود، بر آن نوشته بودم. چهار عکس که در چهار روز از سیاه‌چاله اَبَرپرجرم مرکزی در کهکشان غول‌پیکر M87 ثبت و منتشر شده بود. به یادم آمد آن هیجانی که منجمین و علاقه‌مندان نجوم در آن چهارشنبه خاطره‌انگیز و روزهای بعد از انتشار به دست آورده بودند.

سیاه چاله ابرپرجرم در مرکز کهکشان M87

اولین تصویر مستقیم از سیاه چاله مرکزی کهکشان M87

این اتفاق برای خودم هم سرشار از هیجان و شگفتی بود! چرا که شاهد انتشار یکی از دستآوردهای مهم علمیِ اخترشناسان و جامعه علمی این زمانه بودم؛ البته همراه با سوال‌های فراوانی هم بود. سوال‌هایی که هم برای خودم پیش می‌آمد و هم پرسش‌هایی که دیگران می‌پرسیدند:

سیاه‌چاله چیست؟

مگر چه اتفاقی افتاده بود که این همه کنفرانس‌های خبری در کشورهای مختلف گذاشته بودند تا نخستین عکسِ آن را به همگان نشان دهند؟

و

چرا تاکنون عکسی از سیاه‌چاله‌ها نداشتیم؟

این عکسِ به این سادگی چه اهمیتی داشت؟

چه چیز خارق‌العاده‌ای در آن بود مگر؟!

نورهای خمیده چیستند؟

پس این همه عکس‌هایی که در کتاب‌ها و مجلات و سایت‌ها بودند، چه بودند؟ واقعی نبودند؟

در سیاه‌چاله چه اتفاقی می‌افتد؟

آیا کهشکان‌ها در سیاه‌چاله‌ها بلعیده خواهند شد؟ و ….

تا این سوال  که:

اصلا این عکس چه فایده‌ای برای انسان‌ها و مردم دارد؟

 

از این‌رو تصمیم گرفتم که چند سطری در مورد ماجرای سیاه‌چاله‌ها و انتشار اولین عکسِ یکی از آن‌ها بنویسم؛ ولی این نوشتن به صفحه‌های زیادی منجر شد… .

 

اصلا، ماجرای سیاه‌چاله‌ها چیست و نخستین عکسِ آن از چه حکایت می‌کند؟

شاید بتوان گفت سرگذشت سیاه چاله‌ها از آن زمان شروع شد که نیوتن، آن دانشمند فرهیخته در قرن هفدهم گفت هر آنچه در طبیعت وجود دارد نیرویی ذاتی در خودش دارد از جنس جاذبه و جذب کردن به نام «گرانش» یا همان جاذبه، که باعث می‌شود همه اجسام اطراف خودش را به سمت خود جذب کند.

نیوتن این ویژگی را  به نام «قانونِ جهانی گرانش» معرفی کرد و ادعا کرد همان‌طور که یک سیب از درخت رها می‌شود و به سطح زمین می‌افتد (جذب می‌شود) به همین دلیل هم کره ماه به دور زمین می‌گردد و در گردش است، و حتی به همان دلیل است که سیاره‌ها به گرد خورشید در گردش‌اند؛ و حتی آن را به دنیاهای احتمالی در ورای منظومه شمسی هم تعمیم داد.

 

ادامه دارد … .

شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

نویسنده: محمد همایونی

 

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عبارت زیر را کامل کنید: *