رصد فازهای مختلف ماه

رصد فازهای ماه

رصد و بررسی وضعیت فازهای ماه

 

عکس فازهای ماه توسط فرد اسپناک

فازهای ماه ـ عکس از: F. Espenak

به نام خدا

 

ماه رمضان گذشته یکی از ماه‌های پرچالشی در بحث رویت هلال ماه بود. نه تنها در ابتدا و انتهایش که در شب‌های ششم و میانه‌ی ماه هم بحث‌های زیادی در مورد ماه و وضعیت آن به میان کشیده شد.

از این‌رو پس از رصد موفقیت آمیز و خاطره انگیز ماه نو در شبِ عید فطر، تصمیم گرفتم برنامه‌ای برای رصد تغییرات فاز ماه انجام دهم تا ضمن اطلاع رسانی، آموزش ساده‌ای هم در مورد وضعیت‌های مختلف ماه به مخاطبین و علاقه‌مندان داده باشم.

بنابراین از روز اول ماه شوّال در اینستاگرام پیشنهاد کردم که هر شب به ماه نگاه کنند و دو ویژگی را زیر نظر بگیرند:

  • موقعیت ماه در آسمان
  • شکل ظاهری ماه

و تغییرات این دو مورد را در طول این ماه مورد توجه قرار دهند.

برای عملی شدن این دعوت، خودم هر شب به کمک تلسکوپ، عکس یا فیلم کوتاهی از وضعیتِ شکل هلال (فاز ماه) ثبت و منتشر کرده‌ام، که همچنان ادامه دارد.

این رصدِ ساده اما پایه‌ای یکی از مواردی است که در دوره‌های مدرسه آنلاین ستاره شناس به دانشجویانم ارائه می‌کنم تا با فرآیند تغییراتی که در ماه ایجاد می‌شود آشنا شوند.

برای تکمیل این تمرین رصدی، باید به مدت یک ماهِ قمری ماه را زیر نظر گرفت. البته برای آن‌که بتوان با ریزه‌کاری‌های آن بیشتر آشنا شد، باید برای چندین ماه و آن هم در فصل‌های مختلف، مکان ماه و تغییرات شکل آن را زیر نظر گرفت.

هنگامی که برای ماه‌های مختلف این تمرین را انجام می‌دهیم، به راحتی می‌توانیم تغییر فازهای ماه و جابه‌جایی آن را در پهنه‌ی آسمان توجیه و تبیین کنیم.

امیدوارم که افراد زیادی این کارِ ساده و مختصر را هر شب انجام دهند تا هنگامی که مورد هجوم شایعاتی که در مورد ماهِ شب دوم یا ماهِ نیمه در شبِ ششم یا ماه بدر در شب‌های میانی ماه؛ واقع می‌شوند، دچار تردید و ابهام‌های بی‌مورد نشوند.

این آسمان که دریچه‌ای است به سوی کیهان به روی ما؛ بسیار زیبا و خاطره‌انگیز است.

دیدن آن را از خود دریغ نکنیم و آن را دقیق‌تر بنگریم و

بفهمیمش تا

بیشتر با شکوه و یگانگی هستی‌آفرینَش آشنا شویم.

 

محمد همایونی

چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۸

در ادامه عکس‌هایی که از این رصدِ یک‌ماهه ثبت کرده‌ام به مرور قرار می‌گیرند:

 

هلال عید فطر 1398

هلال ماه در پایان ماه رمضان (۱۳۹۸ خورشیدی)

به نام خدا

مطالب تکمیلی بعد از ویدئو قرار دارد.

هلال ماه در پایان ماه مبارک رمضان ۱۴۴۰ (۱۳۹۸ خورشیدی) در شامگاه روز سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ به راحتی از اکثر نقاط کره زمین قابل رویت است.

در روز قبل از آن یعنی دوشنبه ۱۳ خرداد‏، این هلال از هیچ نقطه‌ای روی کره زمین قابل رویت نیست؛ فقط احتمال دارد که بخش‌های غربی امریکا بتوانند با ابزار قوی آن را مشاهده کنند.

توضیحات تکمیلی در ویدئوی زیر:

 

 

نویسنده: محمد همایونی

دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸

 


مطالب تکمیلی:

 

متأسفانه همچنان خیلی از مردم اعتقاد دارند که به علت اغراض سیاسی ابتدای ماه رمضان تغییر کرده؛ و با توجه به این‌که عربستان و تعدادی از کشورهای دیگر امروز یعنی سه شنبه ۱۴ خرداد را عید فطر اعلام کرده‌اند، بیشتر دچار ابهام و شبهه شده‌اند که حق با آن‌هاست و امروز روز عید فطر است.

اما همانطور که در ویدئو گفتم، این هلال در غروب روز دوشنبه در هیچ کجای جهان قابل رویت نبوده و فقط برخی از نواحی امریکا می‌توانستند با تلسکوپ آن را مشاهده کنند.

در مورد کاری هم که عربستان در اعلام اول ماه کرده‌است باید در نظر داشت که این کشور، بر اساس محاسبات و مشخصات خاصی که هلال دارد اعلام می‌کنند. لذا موارد بسیاری مشاهده شده که هلال با هیچ تلسکوپِ قوی‌ای هم در مکه قابل مشاهده نبوده است، ولی عربستان اعلام رویت و عید فطر کرده است.

یک سری از کشورها هم هستند که هرچه عربستان در خصوص ابتدای ماه اعلام کرد، را قبول می‌کنند و بر این اساس آن‌ها هم اعلام عید و اول ماه می‌کنند؛ هرچند که هزاران کیلومتر با عربستان فاصله داشته باشند.

باید یاد بگیریم که ما کاری به کشورهای دیگر نداشته باشیم و براساس مبانی علمی و تجربی نتیجه‌گیری کنیم.

 

ظهر سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸

جهت اطمینان به نقشه‌های رویت‌پذیر هلال در غروب روزهای دوشنبه و سه شنبه نگاه می‌کنیم تا متوجه شویم که اعلام عربستان کاملا غیرعلمی است و در این کشور هلال ماه غیرقابل رویت بوده است.

وضعیت رویت پذیری هلال ماه در غروب دوشنبه 13 خرداد 1398

وضعیت رویت پذیری هلال ماه در غروب دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸ ـ منبع عکس: www.moonsighting.com

همانطور که مشخص است در غروب روز دوشنبه، در هیچکدام از قاره‌های اقیانوسیه، آسیا، اروپا و افریقا، امکان رویت هلال نبوده است. فقط بخش‌های از امریکا آن هم با تلسکوپ می‌توانسته‌اند هلال را مشاهده کنند.

وضعیت رویت پذیری هلال ماه در غروب سه‌شنبه ۱4 خرداد ۱۳۹۸

وضعیت رویت پذیری هلال ماه در غروب سه‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ ـ منبع عکس: www.moonsighting.com

ولی وقتی به روز سه شنبه می‌رسیم، در بیشتر مناطق کره زمین می‌توان هلال را به راحتی با چشم غیر مسلح دید (: مناطق سبز) در بقیه مناطق هم می‌توان هلال را با چشم دید. فقط مناطق قرمز رنگ که خیلی هم کم هستند، نیاز به ابزار قوی دارند.

امیدوارم فریب شایعاتی که بیان می‌کنند در غروب دوشنبه هلال در سیستان یا دشت آزادگان رویت شده‌است را نخورید و مطمئن باشید این هلال در غروب دوشنبه به هیچ وجه قابل مشاهده نبوده است.

بعد از ظهر سه‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸

 

گزارش رصد:

برای رویت این هلال و رصد ماهِ نو، از دوربین دوچشمی ۱۰ در ۴۲ کمک گرفتم. سپس توسط چشم غیرمسلح هم هلال به راحتی مشاهده شد.

خوشبختانه توانستم عکس مناسب از هلال ثبت کنم. و از طرفی در اینستاگرام هم به صورت زنده، ویدئوی آن را پخش کنم.

هلال عید فطر 1398

هلال شوال ۱۴۴۰ ـ عید فطر ۱۳۹۸

عکس با دوربین موبایل از پشت دوربین دوچشمی ۴۲*۱۰ ثبت شده است.

سه‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ ساعت: ۲۳

 

 

ماه بدر و شب چهاردهم

بدر و ماه شبِ چهارده

بدر و ماه شبِ چهاردهم

ماه کامل و شب چهاردهم

ماه کامل و شب چهارده

«سلام. ببخشید مزاحمتون شدم. من متوجه چیز عجیبی شدم. الان از نظر ماه قمری ۱۲ هست اما میتونم در آسمون ماه کامل ببینم. به نظرم الان باید شب ۱۳ ماه باشه و فردا شب ۱۴هم ماه یا شب مهتاب، می‌خواهم بدونم درسته حدسم؟»

«سلام. امشب مگه شبِ ششم ماه رمضان نیست؟ ماه هم به صورت یک نصف دایره هست. مگه نباید شب هفتم ماه به صورت نیمه باشه؟ به نظر میاد که اول ماه رو یک روز دیر اعلام کردند»

سوال‌های بالا نمونه‌ای از سوال‌هایی است که عموما در میانه ماه رمضان از ما پرسیده می‌شود.

خدا را شکر می‌کنم که وجود ماه رمضان باعث می‌شود افراد بیشتری به آسمان شب و حداقل ماه دقت کنند و پیوندی جدید با آن داشته باشند. و البته باعث سوال، ابهام و تناقض هم برای آن‌ها می‌شود.

در چند مرحله به پاسخ این سوال و ابهام‌های مشابه می‌پردازم:

مطلب اول:

ماه تنها قمر زمین است و در یک مدار بیضی شکل (نزدیک به دایره) در گردش به دور زمین است. بنابراین فاصله آن تا زمین همواره ثابت نیست و بین یک حداقل و حداکثر تغییر می‌کند. نقطه‌ای از مدار که کمترین فاصله را تا زمین دارد حضیض؛ و نقطه مقابلش که بیشترین فاصله را از زمین دارد، نقطه اوج مداریِ ماه می‌گویند.

مطلب دوم:

حرکت ماه هم در مدارش تابع قوانین نیروی گرانش است (همان قوانین کپلر). که یکی از آثار آن متفاوت بودن سرعت حرکت ماه در مدارش است. بدین صورت که هرگاه ماه در حضیض یا نزدیک آن باشد، سرعتش بیشتر و هنگامی که در اوجِ مداری‌اش قرار دارد، سرعتش کمتر است.

مطلب سوم:

هنگامی ماه به صورت قرص کامل (بدر) دیده می‌شود که در مدارش به دور زمین دقیقا در طرف مقابل خورشید قرار بگیرد. از نظر محاسباتی زمانی که جدایی زاویه‌ای ماه با خورشید ۱۸۰ درجه شود؛ که زمان رسیدن ماه به چنین وضعیتی قابل محاسبه و اندازه‌گیری است. در این حالت است که تقریبا ۱۰۰ % قرص ماه روشن است، ولی در زمان‌های قبل و بعد از آن میزان بخش روشن آن کمتر از ۱۰۰ درصد خواهد بود.

نکته: از لحاظ ظاهری نمی‌توان به وسیله چشم تفاوت‌های اندک بین وضعیت قرص ماه را در زمان‌های اندکی قبل و بعد از ماه بدر تشخیص داد. به همین دلیل است که به طور معمول در سه شبِ ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ می‌توان ماه را نسبتا کامل دید؛ ولی قطعا در شب‌های ۱۲ و ۱۶ قرص ماه کامل نخواهد بود.

مطلب چهارم:

هنگامی که ماه به صورت نیمدایره دیده می‌شود را به اصطلاح «تربیع» می‌گویند. که یکبار در نیمه اول ماه اتفاق می‌افتد و یکبار هم در نیمه دوم. از نظر محاسباتی هم زمانی ماه بدین صورت دیده می‌شود که جدایی زاویه‌ای بین ماه با خورشید ۹۰ درجه شود.

معمولا تربیع اول در شبِ هفتم ماه اتفاق می‌افتد، اما حتی بین شب‌های پنجم تا هشتم هم تربیع اول مشاهده شده است.

تربیع اول ماه

تربیع اول ماه

توضیح جواب:

از ابتدای ماه که اولین هلال در شب اول دیده می‌شود، باید شب‌های متوالی بگذرد تا ماه به آن طرف زمین برود و به حالت بدر برسد. حالا با توجه به این که ممکن است در این مدت، ماه از قسمت حضیض یا اوج یا فاصله بین آن‌ها بگذرد، می‌تواند زمان رسیدن ماه به حالت بدر را متفاوت کند.

اگر در این مدت، از حضیض خود عبور کند چون سرعت بیشتری دارد، سریعتر به زاویه ۱۸۰ درجه با خورشید می‌رسد. این یعنی زودتر از شبِ چهاردهم ماهِ بدر را خواهیم دید. حتی ممکن است در روزِ ۱۲ هم ماه به حالت بدر برسد. (دقت کنید روزِ دوازدهم، نه شبِ دوازدهم)

حال اگر در این مدت از نقطه اوج مدارش عبور کند، چون با سرعت کمتری در مدارش حرکت کرده، پس دیرتر به زاویه ۱۸۰ درجه با خورشید می‌رسد؛ و همین باعث می‌شود که شبِ ۱۴ یا ۱۵ بتوان ماه را به صورت کامل مشاهده کرد. حتی امکان دارد که در روز ۱۵ هم به حالت بدر برسد!

البته مواردی که خیلی با شبِ ۱۴ فاصله دارند، مثل روز ۱۲ و ۱۵ خیلی به ندرت اتفاق می‌افتند.

در مورد تربیع اول هم وضعیت به همین صورت است، تفاوت سرعت حرکت ماه در مدارش می‌تواند موجب تغییر در زمانِ رسیدن آن به تربیع شود.

از طرفی به این نکته هم باید توجه داشت که:

هنگامی که ماهِ قبلی سی روزه تمام شود، از همان ابتدای ماه، میزان ضخامت هلال مقداری بیشتر از زمانی است که ماه قبلی ۲۹ روزه تمام شده باشد. بنابراین طبیعی است که در این فرآیند افزایش ضخامت ماه، کمی زودتر از زمان دقیق شبِ چهاردهم به حالت بدر درآید.

و یک مورد دیگر که باید به آن دقت کرد: وضعیت یک ماهِ کامل خاص در نقاط مختلفِ کره زمین با هم متفاوت است. دقیقا مثل رویت پذیری هلال ماهِ نو، که وابسته به مکان جغرافیایی روی کره زمین است.

نتیجه‌گیری:

بنابراین می‌بینیم این باور که حتما و فقط در شبِ چهاردهم ماه قمری، ماه به صورت کامل خواهد بود، قطعیت و عمومیت ندارد. بلکه موارد زیادی خواهد بود که ماه زودتر یا حتی دیرتر به بدر برسد.

همین نتیجه‌گیری به شبِ هفتم و ماه تربیع (نیم‌دایره) هم مربوط می‌شود.

نکته نهایی:

با در نظر گرفتن توضیحات بالا مشخص می‌شود که سیمای ظاهری ماه در شب‌های مختلفِ ماه‌های قمری ارتباطی به رویت هلال در شبِ اول آن ماه ندارد و همان‌طور که همه متخصصین تقویم و رویت هلال می‌گویند: زمانی که ماه به حالت تربیع و بدر می‌رسد، نمی‌تواند اثبات کننده ابتدای ماهِ قمری باشد.

 

نویسنده: محمد همایونی

تصویر میراث هابل: کتاب تاریخ کیهان

تصویر میراث هابل: کتاب تاریخ کیهان

تصویر میراث هابل: کتاب تاریخ کیهان

تصویر میراث هابل ـ امتیاز تصویر: Hubble

اخترشناسان توانستند با استفاده از مجموعه عکس‌هایی که در مدت ۱۶ سال گذشته توسط تلسکوپ فضایی هابل از قسمت کوچکی از آسمان ثبت شده است، یک تصویر موزائیکی بسیار ژرف از گوشه‌ای از صورت فلکی کوره منتشر کنند که ما را تا اعماق دوردست کیهان هدایت می‌کند. این عکس که تصویر «میراث هابل» نامیده شده است، شامل حدود ۲۶۵۰۰۰ کهکشانی است که دورترینِ آن‌ها مربوط به ۵۰۰ میلیون سال پس از مهبانگ می‌شوند!

نفوذ به اعماق کیهان در ۴ مرحله

این عکس حاصل تلفیق عکس‌های بسیاری در همه طول موج‌های مختلفی است که دوربین‌های هابل توانایی ثبت آن‌ها را دارند: از امواج کوتاهِ فرابنفش گرفته تا نور مرئی و در نهایت بخشِ فروسرخ نزدیک. کم نورترین و تاریک‌ترین کهکشان‌هایی که در این عکس آشکار شده‌اند، معادل یک ده میلیاردیمِ توانِ چشم انسان در دیدن اجسام کم نور است.

به گفته گارث ایلینگوُرث مدیر گروهی که این عکس را آماده کرده‌اند: «اکنون می‌توانیم بسیار وسیع‌تر (و عمیق‌تر) از آن‌چه تاکنون از کهکشان‌های دوردست نقشه‌برداری شده بود را نگاه کنیم. و تا زمانی که تلسکوپ «جیمزوب» شروع به کار کنفد هیچ تصویر دیگری از لحاظ عمق و میدانِ دید، نمی‌تواند با این عکس رقابت کند.»

عکس میراث هابل، ترکیبی است از تجربه و داده‌های چندین مشاهده عمیقی که تلسکوپ هابل در سال‌های گذشته از اعماق کیهان داشته است: در سال ۱۹۹۵ عکس ژرف هابل چند هزار کهکشان دیده نشده را در صورت فکی دب اکبر آشکار کرد. در مرحله بعد در سال ۲۰۰۴ در عکس فراژرف هابل حدود ۱۰٫۰۰۰ کهکشان در یک تک عکس ظاهر شدند. و در سال ۲۰۱۲ که عکس فوق فراژرف هابل منتشر شد، ترکیبی از عکس‌هایی که هابل در مدت ۱۰ سال از داخل منطقه‌ای که عکس فراژرف گرفته شده بود، به دست آمد. دو عکس فراژرف و فوق فراژرف به همراه عکس میراث هابل، از ناحیه مشترکی در صورت فلکی جنوبی کوره ثبت شده است.

این عکس چگونه تهیه شده است؟

اکنون عکس میراث هابل از ترکیب ۷۵۰۰ عکس مجزا تشکیل شده است. این تعداد زیاد عکس دستاوردی است از پژوهش‌هایی که گروه‌های مختلف اخترشناسان در ۳۱ برنامه رصدی مختلف اقدام به رصد و جمع‌آوری اطلاعاتِ مخصوص به خود کرده‌اند. از آن جهت که تلسکوپ هابل زمان بیشتری را برای بررسی این قسمت کوچک از آسمان نسبت به ناحیه‌های دیگر کرده است تعدادِ عکس‌های به کار رفته در میراث هابل هم بیشتر از بقیه مناطق است. هابل در جمع معادل ۲۵۰ روز بر این قسمت کوچکِ آسمان متمرکز بوده است. گروهی که این عکس جدید را منتشر کرده‌اند، در حال کار روی مجموعه دیگری از عکس‌ها هستند که شامل ۵۲۰۰ عکس مجزا می‌باشد.

ریچارد پاوِنز یکی از اعضای این گروه می‌گوید: «یکی از جنبه‌های شگفت عکس جدید این است که تعداد زیادی از کانال‌های رنگیِ طیف الکترومغناطیس در این عکس در مقابل ماست تا کهکشان‌های دوردست را در چهره‌های مختلف مشاهده کنیم؛ به ویژه بخش فرابنفش طیف. به کمک فرکانس‌ها یا طول موج‌های متنوعی که در این عکس هستند، یک نتیجه ساده این است که می‌توانیم کهکشان‌های موجود را به دسته‌بندی‌های مختلف و مهمی نظیر ستارگان پیر و جوان و هسته‌های فعال کهکشانی تجزیه کنیم.

تصویر میراث هابل کتاب تاریخ کیهان

تصویر ژرف میراث هابل ـ امتیاز تصویر از: Hubble

سفری از اکنون تا ژرفای تاریخ کیهان

تا قبل از پرتاب تلسکوپ فضایی هابل، اخترشناسان توانسته بودند تا فاصله ۷ میلیارد سال نوری را مشاهده کنند، یعنی فقط نیمی از مسیر رسیدن تا مهبانگ. از این رو رصدهای انجام شده توسط رصدخانه‌های زمینی قادر به مشخص کردن چگونگی تشکیل و تحول کهکشان‌ها در عالمِ آغازین نبودند. همانند نگاه کردن مجزا به تک عکس‌هایی که در یک مجموعه عکسِ متحرک (انیمیشن یا فیلم) قرار دارند؛ تصویربرداری‌های عمیق تلسکوپ هابل هم می‌تواند ظهور ساختار در جهانِ نوباوه و مراحل پویای بعد از تحول کهکشان‌ها را مرحله به مرحله آشکار می‌کند.

می‌دانیم که کیهان از لحظه تولدش در مهبانگ، در حال انبساط بوده است، و کهکشان‌ها سوار بر این انبساط کیهان، پیام آوران بسیار خوبی هستند که جزئیات این انبساط را به ما نشان می‌دهند. بنابراین چنین نماهای ژرفی از کهکشان‌های دوردست به اخترشناسان کمک می‌کند که انبساط و توسعه کیهان را پیگیری کنند تا فهم ما را از فیزیک بنیادی در کیهان توسعه دهند.

از طرفی با تجزیه و تحلیل نور این کهکشان‌های گوناگون می‌توانیم به زمان ایجاد عناصر شیمیایی مختلف در عالم پی بریم و به اخترشناسان کمک کند تا بتوانند شرایط ضروری برای تشکیل حیات را با دقت بیشتر بررسی کنند.

ویژگی منحصر به فرد چنین تصویرهای ژرفی این است که مجموعه عظیمی از کهکشان‌های مختلف را که در فاصله‌های بسیار متفاوتی از ما قرار دارند در خود جای داده‌اند. کهکشان‌هایی که در فاصله‌های ۵۵۰ میلیون سال نوری تا آن‌هایی که در فاصله ۱۳٫۳ میلیارد سال نوری از ما قرار دارند. و این یعنی همزمان می‌توانیم به کلکسیونی از کهشکان‌ها نگاه کنیم که هر کدام در مرحله خاصی از سیر تحول کهکشانی هستند. از کهکشان‌های کهنسالی که در فاصله‌های نزدیک قرار دارند تا آن‌هایی که در مراحل آغازینِ تشکیل و تحول‌شان قرار دارند و ما آن‌ها را در فاصله‌های دورِ ۱۰ تا ۱۳ میلیارد سال نوری مشاهده می‌کنیم.

از این روست که یکی از اعضای گروه تهیه کننده این تصویر گفته است چنین تصویرِ با جزئیات بسیار بالا، همچون کاتالوگی است از تعداد بسیار زیادی کهکشان‌های دوردست که ما را قادر می‌سازد به مطالعات بنیادین در مورد کهکشان‌ها و نحوه شکل‌گیری و تحول آن‌ها بپردازیم. به عبارتی دیگر «کتاب تاریخ کیهان» را در این عکس ورق می‌زنیم.

و در نهایت منتظر شروع به کار تلسکوپ فضایی جیمزوب خواهیم ماند تا با شگفتی‌های که آن می‌آفریند، بتوانیم نفوذی عمیق‌تر از دستاوردهای هابل به ژرفای کیهان تجربه کنیم.

منبع: spacetelescope.org و hubblesite.org

ترجمه و اضافات: محمد همایونی

تصویر سیاه چاله در مرکز کهکشان M87

انتشار نخستین تصویر واقعی از یک سیاه چاله

انتشار نخستین تصویر از یک سیاه‌چاله

تعداد بازدید: 397

این صفحه در حال به روزرسانی است…

شبیه سازی نخستین تصویر سیاه چاله

امتیاز تصویر از: BRONZWAER, DAVELAAR, MOSCIBRODZKA AND FALCKE/RADBOUD UNIVERSITY

شبیه‌سازی اولیه از نخستین تصویر احتمالی از افق رویداد سیاه‌چاله‌های ابرسنگین در مرکز کهکشان

 

پروژه تلسکوپ رادیویی «افق رویداد» (EHT)، یک طرح بین المللی است که با متصل کردن چندین تلسکوپ رادیویی در سراسر کره زمین، قصد دارد اولین تصویرها را به صورت مستقیم از لبه‌ی سیاه‌چاله‌ها ثبت کند.

قرار است در کنفرانس‌های خبری‌ای که به صورت همزمان در کشورهای بلژیک، دانمارک، امریکا، چین و تایوان، برگذار می‌شوند؛ اولین نتایج این پژوهش منتشر شود. این کنفرانس‌ها روز چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۳۰ به وقت تهران برگذار می‌شوند.

اخترشناسان برای آن‌که بتوانند به قدرت تفکیک بسیار بالا دست یابند، تلسکوپ‌های رادیویی زیادی را در سراسر کره زمین، با هم ترکیب می‌کنند تا خروجی آن‌ها همچون خروجی یک تلسکوپ رادیویی به قطر کره زمین باشد. منتظر هستیم که در این کنفرانس خبری، نتایج به دست آمده از دو سیاه‌چاله ابرسنگین در مرکز کهکشان راه شیری و کهکشان M87 را منتشر کنند. به احتمال بسیار زیاد باید منتظر نتایج هیجان انگیزی باشیم که تلسکوپ رادیویی افق رویداد، چنین پوشش خبری بزرگی را برای آن تدارک دیده است.


مقاله مرتبط: ۷ نکته از سیاه‌چاله‌ها


برای دیدن این کنفرانس‌های خبری به صورت زنده می‌توانید به یکی از لینک‌های زیر مراجعه کنید:

سایت رسمی تلسکوپ افق رویداد

رصدخانه جنوبی اروپا

 


و بالاخره انتظارها به پایان رسید

و اولین تصویر از یک سیاه‌چاله و افق رویدادش که به صورت مستقیم و واقعی توسط بشر ثبت شده است، منتشر شد:

سیاه چاله ابرپرجرم در مرکز کهکشان M87

اولین تصویر مستقیم از سیاه چاله مرکزی کهکشان M87 ـ امتیاز تصویر: EHT Collaboration

تصویر فوق در کنفرانس خبری‌ای که عصر روز چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ (به وقت تهران) برگذار شد، به عنوان اولین عکس ثبت شده توسط بشر از افق رویداد و سایه‌ی یک سیاه چاله منتشر شد. این عکس توسط مجموعه تلسکوپ‌های رادیویی به نام «افق رویداد» ثبت شده است.

این‌جا مرکز کهکشان عظیم M87 در فاصله ۵۵ میلیون سال نوری از زمین است و این سیاه‌چاله‌ی ابرسنگین، ۶٫۵ میلیارد برابر جرم خورشید را در خود جای داده است. قطر سیاه چاله کمتر از ۴۰ میلیارد کیلومتر تخمین زده شده است که حدود ۲٫۵ مرتبه کوچکتر از آن قرص سیاه رنگ مرکزی است که به نام سایه‌ی سیاه‌چاله معرفی شده است.

فکر نکنید که ۴۰ میلیارد کیلومتر عدد بزرگی است. در واقع چیزی که تلسکوپ افق رویداد توانسته تفکیک و آشکار کند، مثل این است که بخواد یک کارت بانکی را بر سطح کره ماه و از روی زمین مشاهده کند!!

مقایسه اندازه سیاه چاله مرکزیدر M78

مقایسه اندازه سیاه چاله مرکزی در M78

به گفته‌ی یکی از مدیران تلسکوپ افق رویداد، این عکس شاهکاری استثنایی از همکاری علمی بیش از ۲۰۰ پژوهشگر در سراسر جهان است!

کهکشان بیضوی M87

کهکشان M87 ـ امتیاز تصویر: ESO

 

 

نویسنده: محمد همایونی

 

 

وزن کردن راه شیری

کهکشان راه شیری در ترازوی اخترشناسان!

تعداد بازدید: 256

خوشه‌های کروی در اطراف راه شیری

امتیاز تصویر: NASA. STScI

کهکشان راه شیری یعنی جزیره کیهانی غول پیکری که ما در آن زندگی می‌کنیم. ، در حدود ۲۰۰ میلیارد ستاره را در خود جای داده است. البته این عدد، فقط نوکِ کوه یخی است که حقیقت راه شیری را می‌سازد. چرا که راه شیری توسط مقادیر عظیمی از ماده‌ای ناشناخته و غیرقابل مشاهده احاطه شده است که به «ماده تاریک» مشهور شده است.

توزیع و حرکت خوشه‌های کروی در اطراف کهکشان راه شیری، رمز اصلی یافتن جرم کهکشانِ خودمان است.

ماده تاریک در کهکشان راه شیری

در حقیقت درصد زیادی از جرم راه شیری را «ماده تاریک» تشکیل می‌دهد که تاکنون هیچ اثر مرئی از آن مشاهده نشده است. این «ماده تاریک» یا به عبارت دیگر ماده مجهول، از آن جهت که هیچ تابشی ندارد هنوز به صورت مستقیم دیده نشده است، اما آثار قطعی از وجود آن، هم در کهکشان خودمان و هم در کهکشان‌های دیگر و هم در خوشه‌های کهکشانی مشاهده و رصد شده است.

اطراف بخش مرئی کهکشان راه شیری را هاله‌ای از ماده تاریک پوشانده است که مهمترین اثر حضور و وجود آن را می‌توانیم در سرعت ستارگان راه شیری و پایداری سیستم کهکشان مشاهده کنیم. با توجه به سرعت‌هایی که ستارگان در کهکشان دارند، اگر هاله ماده تاریک در اطراف راه شیری وجود نداشت، ستارگان از کهکشان جدا می‌شدند و آرام آرام کهکشان تکه تکه می‌شد. ولی نیروی گرانشی ماده تاریکِ هاله، همچون چسبی گرانشی ستاره‌ها را در کهکشان نگه داشته است.

اثر مهمی که از جرم و گرانش ماده تاریک می‌توان مشاهده کرد و برای محاسبه جرم کهکشان راه‌گشاست، سرعت حرکت خوشه‌های کروی است. هرچه مقدار ماده تاریک بیشتری موجود باشد، باعث سریعتر شدن حرکت این خوشه‌ها می‌شود.

خوشه‌های کروی: ترازوی کهکشانی!

اخترشناسان همچنان در تلاشند که اندازه دقیقی از جرم کهکشان به دست آورند، تا به درک بهتر و دقیق‌تری از سیر تحولِ بی‌شمار کهکشان موجود در عالم برسند. کهکشان‌هایی که تاکنون در کیهان رصد شده‌اند، جرم‌های متفاوتی دارند و در محدوده‌ای از حداقل چند میلیارد برابر جرم خورشید تا حداکثر ۳۰٫۰۰۰ میلیارد برابر جرم خورشید را ـ که سنگین‌ترین کهکشان‌ها هستند ـ شامل می‌شوند. اما جایگاه کهکشان خودمان ، راه شیری در این مقیاس کجاست؟ و مهمتر این‌که چگونه می‌توان کهکشان را وزن کرد؟!

مسلما ترازویی برای این کار وجود ندارد، اما پژوشگرانِ ستاره شناس، از دهه‌ها قبل با بررسی توزیع و سرعت حرکت خوشه‌های کروی در کهکشان راه شیری، راهی یافته‌اند که می‌تواند هم اندازه و هم جرم راه شیری را برای آن‌ها مشخص کند.

به تازگی (۱۶ اسفند ۱۳۹۷) گروهی از اخترشناسان کنجکاو اعلام کرده‌اند که توانسته‌اند با ترکیب داده‌های دقیق تلسکوپ فضایی «هابل» و ماهواره «گایا» و مطالعات دقیقی از حرکت خوشه‌های کروی در اطراف راه شیری، یکی از دقیق‌ترین اندازه‌گیری‌های جرم کهکشان راه شیری را به نمایش بگذارند.

خوشه‌های کروی: گروه‌های متراکم از چند صدهزار ستاره هستند که تحت اثر نیروی گرانش‌شان در محدوده کوچکی از فضا در کنار هم قرار دارند. در کهکشان راه شیری حدود ۱۵۰ خوشه کروی رصد شده است.

خوشه کروی NGC5466

خوشه کروی NGC 5466 امتیاز تصویر از: www.capella-observatory.com

خوشه‌های کروی ستاره‌های کهنسالی درون خود دارند که نشان از آن دارد که این خوشه‌ها جزء اولین ساکنین راه شیری هستند؛ که فقط چند صد میلیون سال پس از مهبانگ ایجاد شده‌اند. زمانی که هنوز نه خورشیدی وجود داشته و نه ساختار قرص و مارپیچی‌ای در کهکشان راه شیری شکل گرفته بوده است!

این خوشه‌های کروی همچون زنبورهایی که در اطراف کندوی‌شان در حال پرواز هستند، پیرامون راه شیری در حرکتند. هرقدر که کهکشان سنگین‌تر باشد، این خوشه‌های کروی سریع‌تر حرکت می‌کنند. بنابراین با بررسی سرعت حرکت آن‌ها به دور کهکشان می‌توان جرم آن را با دقت خوبی اندازه‌گیری کرد.

پژوهش‌هایی که در دهه‌های گذشته انجام شده بود، جرم راه شیری را بین ۵۰۰ تا ۳۰۰۰ میلیارد جرم خورشیدی تخمین زده بودند. اما این پژوهش جدید که با داده‌های دقیق تلسکوپ فضایی هابل و ماهواره گایا، بسیار بهبود یافته است؛ مقدار میانیِ این محدوده را برای جرم کهکشان‌مان به دست آورده است.

در این اندازه‌گیری، جرم راه شیری حدود ۱۵۰۰ میلیارد جرم خورشیدی به دست آمده است. البته از این عدد نهایتا مقدار ۲۰۰ میلیاردش متعلق به اجرامی است که می‌توانیم در کهکشان به صورت مستقیم مشاهده کنیم که شامل ستاره‌ها، سحابی‌ها، ابرها و غبارهای میان ستاره‌ای و آن سیاه‌چاله ابرسنگین مرکزی می‌باشد.

جرم خورشیدی: جرم خورشید، یعنی مقدار ماده‌ای که در خورشید وجود دارد؛ معیار استانداردی است که در نجوم و ستاره شناسی برای بیان جرمِ اجرام کیهانی نظیر ستارگان، سحابی‌ها، خوشه‌های ستاره‌ای و کهکشان‌ها استفاده می‌شود.

جرم خورشید تقریبا برابر است با: ۲۰۰۰ میلیارد میلیارد میلیارد کیلوگرم؛ که معادل ۳۳۳٫۰۰۰ برابر جرم زمین است!

 

همکاری هابل و گایا

در بیشتر تحقیقاتی که قبلا انجام شده بود، اندازه‌گیری سرعت حرکت خوشه‌ها فقط در امتداد خط دید آن خوشه‌ها بوده است. بنابراین فقط می‌توانستند سرعت نزدیک یا دورشدن خوشه (که به آن سرعت شعاعی گفته می‌شود) را از زمین محاسبه کنند. از این رو خطا و عدم اطمینان زیادی در نتایج ایجاد می‌شد. اما در اطلاعاتی که از تلسکوپ هابل و ماهواره گایا برای ۴۶ خوشه کروی رصد شده، دریافت شده است، سرعت عرضیِ (یعنی حرکت جانبی) آن‌ها هم علاوه بر سرعت شعاعی استخراج شده است. این امر موجب افزایش دقت این محاسبات است.

گایا به علت دقت زیادی که دارد می‌تواند موقعیت سه بعدی خوشه‌ها را در اطراف کهکشان مشخص کند و در عوض تلسکوپ هابل به علت نفوذ بیشتر به عمق آسمان می‌تواند ستارگان و خوشه‌های کم‌نورتر و دورتر را رصد کند. در این پژوهش، گایا ۳۴ خوشه‌ای که تا فاصله ۶۵٫۰۰۰ سال نوری قرار داشتند را بررسی کرده و تلسکوپ هابل ۱۲ خوشه دوردست را که تا ۱۳۴٫۰۰۰ سال نوری بودند، بررسی کرد.

هنگامی که اندازه‌گیری‌های هابل و گایا همچون نقاط پایه بر روی نقشه‌های کهکشانی با هم ترکیب شوند، می‌توان توزیع جرم کهکشان را تا شعاع یک میلیون سال نوری از زمین بررسی کرد.

جابه‌جایی خوشه‌ها:

تصاویر دقیق تلسکوپ فضایی هابل از جابه‌جایی خوشه کروی NGC5466

امتیاز عکس از: NASA, ESA, STScI

عکس سمت چپ: قسمتی از خوشه کروی NGC5466 که توسط تلسکوپ فضایی هابل تهیه شده، در این عکس ثبت شده است. این خوشه یکی از ۱۵۰ خوشه کروی در کهکشان راه شیری است که همچون زنبورهایی به دور کندویِ راه شیری در حرکت و چرخش هستند. با مطالعه سرعتِ چرخش آن‌ها به دور راه شیری می‌توان جرم کهکشان را با دقت خوبی محاسبه کرد.

عکس سمت راست: قسمت کوچکی از همان خوشه NGC5466 که جزئیات زیادی از ستارگان خوشه را در مقابل کهکشان‌های دوردست نشان می‌دهد. (از جمله شاهکارهای تلسکوپ هابل که از عهده تلسکوپ‌های دیگر برنمی‌آید!)

برای سنجیدن سرعت خوشه، تصویر بسیار دقیق هابل از این خوشه، در یک بازه زمانی ۱۰ ساله با هم مقایسه شده‌اند. ستارگانی را که در این کادرِ شبکه بندی می‌بینید، مربوط به خوشه کروی است و شبکه قرمز رنگ در واقع به آن کهکشان‌های دوردست چسبیده است و می‌توانیم جابه‌جایی خوشه را نسبت به آن‌ها تشخیص دهیم. خوشه NGC5466 در فاصله ۵۲٫۰۰۰ سال نوری از ماست، اما آن کهکشان‌ها میلیون‌ها سال نوری دورتر هستند، بنابراین در یک مدتِ ۱۰ ساله می‌توان جابه‌جایی ستارگان خوشه را به دور راه شیری تشخیص داد و مقدار آن را اندازه‌گیری کرد. چنین اندازه‌گیری‌های دقیق، وقتی با دیگر داده‌ها (احتمالا از سایر خوشه‌های رصد شده) ترکیب شدند، اندازه ۱۵۰۰ میلیارد برابر جرم خورشیدی را به ما داده‌اند.

 

منبع: تلسکوپ فضایی + هابل + گایا

تهیه و تنظیم: محمد همایونی

 

کمان کیهانی زتا مارافسای

کمان کیهانی در مقابل زتا مارافسای

ستاره زتای مارافسای در مقابله با سحابی

امتیاز عکس از: NASA, Spitzer

ستاره غول پیکر زتا مارافسای اثری «ضربه‌مانند» بر ابرهای غبارِ اطراف خودش ایجاد می‌کند که همچون رشته‌های نازکِ درخشان در این تصویر فروسرخ تلسکوپ فضایی اسپیتزر متعلق به ناسا، آشکار شده است. بادهای ستاره‌ای پر قدرتی که از این ستاره جوان و پرسرعت خارج می‌شوند، ساختاری موج مانند را در ابرهای غباری که در حال نزدیک شدن به آن هستند ایجاد می‌کنند. وجود این «کمانِ ضربه» که همچون کمان‌های ظریفِ نورانی دیده می‌شود؛ برای این ستاره فقط در طول موج فروسرخ (مادون قرمز) قابل رویت هستند.

شاید عکس زیبای بالا را دیده باشید و احتمالا از دیدنش به وجد آمده‌اید. صحنه‌ای زیبا از رودررویی ستاره زتا مارافسای با ابرهای غبار در همسایگی‌اش! در این مقاله قصد معرفی این ستاره و مکانیزمی که باعث خلق این صحنه زیبا شده است را داریم.

زتا مارافسای کیست؟

این ستاره آبی رنگ در صورت فلکی مارافسای قرار دارد و نام زِتا (از حروف الفبای یونانی) بر او نهاده شده است: زتا ـ مارافسای، یا زتای مارافسای. ستاره‌ای از قدر ظاهری ۲٫۵۷ که سومین ستاره این صورت فلکی از لحاظ روشنایی است. با استفاده از روش اختلاف منظر، فاصله آن چیزی بین ۳۶۶ تا ۳۷۰ سال نوری محاسبه شده است.

زتا مارافسای ستاره‌ای بسیار عظیم است که ۱۹ برابر جرم خورشید را در کره‌ای با قطر ۷ برابر قطر خورشید جای داده است. این ستاره از رده طیفی O است و از نوع ستارگان رشته اصلی، یعنی در مرحله بلوغِ دوران تحولش می‌باشد و با همجوشی هسته‌های هیدورژن در مرکزِ خودش، انرژی‌های فوق العاده زیادی را تولید و تابش می‌کند. ستارگان رده‌ی O بسیار داغ و به رنگ‌های آبی یا آبی سفید می‌درخشند. زتای مارافسای هم به رنگ آبی کاملا مشخصی تابش می‌کند و دمای سطحی بسیار بالایی دارد: ۳۴٫۰۰۰ کلوین! از این رو درخشندگی این ستاره هم بسیار زیاد است: ۸۰٫۰۰۰ برابر درخشندگیِ خورشید!

صورت فلکی مارافسای و ستاره زتا

موقعیت زتا مارافسای

صورت فلکی مارافسای در شمال صورت فلکی عقرب قرار دارد و به راحتی می‌توانید زتا مارافسای را پیدا کنید. کافی است ۱۶ درجه از ستاره معروف قلب العقرب به سمت شمال حرکت کنید تا به این ستاره‌ی خاص برسید.

 

سرنوشت زتا مارافسای

ممکن است قطر این ستاره کوچک به نظر برسد، اما باید دقت کرد که این ستاره هنوز در مرحله رشته اصلی است و چنین قطری در این مرحله؛ حکایت از ستاره‌ای عظیم می‌کند. همین ستاره هنگامی که با پایان یافتن سوخت اصلی هیدروژن در هسته، مرحله اصلی زندگی‌اش را طی کند به یک ابرغول قرمز فوق العاده عظیم الجثه تبدیل خواهد شد.

اخترشناسان سنّ آن را ۳ میلیون سال به دست آورده‌اند و حدس می‌زنند هم اکنون در میانه بخش اصلی زندگی‌اش (رشته اصلی) قرار دارد. زتای مارافسای طی چند میلیون سال آینده به دوران پایانی زندگی‌اش رسیده و با قطری در حدود قطر مدار سیاره مشتری به دور خورشید به صورت یک ابرغول قرمز در آسمان خواهد درخشید! نهایتا این ستاره بر اثر یک انفجار ابرنواختری به عمر خودش پایان خواهد داد و یک ستاره نوترونی یا تپ‌اختر از آن به جای خواهد ماند.

جذب میان‌ستاره‌ای

رصدها نشان داده‌اند که در مسیر بین زتا مارافسای تا منظومه شمسی، مقادیر زیادی از غبارِ میان‌ستاره‌ای قرار دارد و همین باعث می‌شود که مقدار زیادی از نورِ تابش شده از آن در این مسیر جذب شود. در واقع اگر این غبارهای میان ستاره‌ای در این بین نبود، زتا مارافسای چندین برابر درخشان‌تر دیده می‌شد و جزء ستارگان پرنور آسمان قرار می‌گرفت.

همین جذب نور توسط غبارهای میان‌ستاره‌ای باعث شده که چنین تصویر زیبایی از دید تلسکوپ‌های مرئی مخفی بماند و فقط تلسکوپ فروسرخ اسپیتزر بتواند در طول موج‌های بلند مادون قرمز این کمان‌های نورانی زیبا را آشکار کند.

دَوَران سریع!

نکته‌ای جالب در مورد این ستاره، چرخش بسیار سریع ستاره به دور خودش است. این ستاره عظیم در هر شبانه روز یک بار به دور خودش می‌چرخد. با یک محاسبه ساده می‌توان حساب کرد که سرعت هر نقطه بر استوای این ستاره نزدیک به ۴۰۰ کیلومتر بر ثانیه است! و این سرعت فوق العاده زیادی است. به قدری زیاد که اگر کمی سریع‌تر از این مقدار به دور خودش می‌چرخید، حداقل به دو قسمت تجزیه می‌شد.

منشأ این کمان کیهانی

زتا مارافسای با سرعت ۳۰ کیلومتر بر ثانیه در فضای میان ستاره‌ای حرکت می‌کند. این سرعت زیاد به همراه گسیل ذراتی بسیار پرقدرت از سطح آن موجب اثرات جالبی می‌شود. اگر در عکس بالا دقت کنید، مشخص است که این ستاره در مجاورت سحابی یا توده‌ای از گاز و غبارها می‌باشد. این ستاره جوان، بادهای ستاره‌ای پرقدرتی از ذرات گازی داغ را از سطح خود گسیل می‌کند.

از طرفی سرعتی که ستاره دارد از سرعتِ امواج صوتی در این سحابی بیشتر است و به عبارتی زتای مارافسای همچون یک هواپیمای جنگی که در سرعت‌های بالاتر از سرعت صوت، دیوار صوتی را می‌شکند؛ دیوار صوتی را در فضای این سحابی شکسته است. اثری که از این شکستنِ دیوار صوتی مشاهده می‌کنیم همین انحنای زیبایی است که در سحابی مشاهده می‌شود. به این پدیده «ضربه کمانی» ( bow shock) گفته می‌شود.

البته آن موجی که در اثر حرکت هواپیمای فراصوتی ایجاد می‌شود یا توسط حرکت یک قایق تندرو بر سطح آب ایجاد می‌شود به «موج ضربه» معروف است که با ضربه کمانی اندکی تفاوت دارد، ولی از لحاظ شکل تقریبا مشابه هستند. در مثال‌های هواپیما یا قایق، خودِ بدنه جسم در گاز یا سیال در حرکت است و با آن تعامل دارد؛ ولی در ستاره‌ای مثل زتای مارافسای، اطراف ستاره را ذرات باد ستاره‌ای فرا گرفته است و ستاره به همراه این بادِ ستاره‌ای در حال حرکت در میان آن گاز و غبار است.

بنابراین تعامل آن ذراتِ پرانرژی بادهای ستاره‌ای با گازهای سحابی است که موجب ایجاد آن حالتِ زیبای کمانی شکل در سحابی شده است. البته اگر سرعت حرکت ستاره کمتر از سرعت صوت در سحابی مجاور بود، دیگر شاهد این کمان زیبا در این سحابی نبودیم!

فاصله زتا مارافسای تا سحابی مقابلش حدود نیم سال نوری، یعنی ۸۰۰ برابر فاصله پلوتون تا خورشید است.

تهیه و تنظیم: محمد همایونی

 

تشکیل سیاه چاله های ابرسنگین اولیه

شبیه سازی تشکیل سیاه‌چاله‌های ابرسنگین در آغاز عالم

ایجاد سیاه چاله های ابرسنگین در عالم آغازین

ایجاد سیاه چاله های ابرسنگین در عالم اولیه

زمانی که کیهان هنوز در دوران کودکی خود بود، یعنی در کمتر از یک میلیارد سالگی‌اش؛ برخی از ستارگان فوقِ سنگینش به سیاه‌چاله‌هایی بسیار عظیم و بزرگ تبدیل شدند. یکی از رازهای کلیدی در اخترشناسی این است که:‌ «چرا در کیهانِ آغازین سیاه‌چاله‌های ابَرسنگین به تعداد زیاد وجود داشته‌اند؟»

مطالعات جدید که توسط بنیاد ملی علم انجام شده است (این مطالعات تحت حمایت مالی ناسا و کمک‌های کمیسیون اروپا انجام شده) پیشنهاد می‌کند که سیاه‌چاله‌های سنگین هنگامی رشد کرده و بزرگ می‌شوند، که کهکشان‌ها به سرعت تشکیل شوند. یعنی سرعت تشکیل کهکشان‌ها در آن عالمِ آغازین بالا باشد. این پژوهش و یافته‌ها بر اساس «شبیه‌سازی رنسانس» انجام شده است.

تأثیر سرعت تشکیل کهکشان‌ها:

شبیه‌سازی‌های رنسانس جامع‌ترین شبیه‌سازی‌هایی است که ابتدایی‌ترین مراحلِ گردهم‌آوری و برهمکنش گرانشیِ گاز اولیه‌ای را نشان می‌دهد که پس از مهبانگ، منجر به تشکیل اولین ستاره‌ها و کهکشان‌ها شده است. این گاز ابتدایی، ترکیبی از هیدروژن، هلیوم و ماده تاریک سرد است.

این مطالعاتِ مبنی بر شبیه‌سازی، که در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۹ در نشریه نیچر منتشر شد؛ همچنین بیان می‌کند که وجود سیاه‌چاله‌های ابرسنگین خیلی بیش از آن‌چه که قبلا تصور می‌شد، رایج هستند.

بر اساس سناریویی که به تازگی در این شبیه‌سازی کشف شده این معیار کلیدی که: «تعیین مکان سیاه‌چاله‌های سنگینی که در دوران کودکی کیهان شکل گرفته‌اند، وابسته به رشد سریع ابرهای گازیِ پیش ـ کهکشانی‌ای است که پیشگام تشکیل کهکشان‌های امروزی هستند» بدین معنی است که سیاه‌چاله‌های ابرسنگین در عالم آغازین، منشأ یکسانی داشته‌اند.

برای تشکیل یک کهکشان به ستاره‌ها نیاز است، که این ستاره‌ها از درون ابرهای گازی متولد می‌شوند. اما به ماده‌ای نامرئی که همانند چسبی این ستاره‌ها را نگاه می‌دارد تا از کهکشانِ خودشان فرار نکنند هم نیاز است: آری، ماده تاریک! در این شبیه‌سازی جدید مشخص شده است که اگر ساختار «هاله»ی ماده تاریک در ابتدای عمر خودش به سرعت رشد کند، جریان تشکیل ستارگان فروخواهد نشست. در عوض سیاه‌چاله‌های سنگین می‌توانند قبل از آن‌که کهکشان به تکامل برسد، تشکیل شوند. این سیاه‌چاله‌های سنگین در رقابتِ مصرف گازهای اولیه‌ای که می‌توانند به ستارگان زیادی تبدیل شوند، برنده می‌شوند و به راحتی و با سرعت، گازهای فراوانی را که در آن فضاها وجود دارند، فرو می‌بلعند و بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوند.

قسمتی از شبیه ساز رنسانس

امتیاز تصویر:Advanced Visualization Lab, National Center for Supercomputing Applications 

این تصویر ناحیه‌ای به وسعت ۳۰٫۰۰۰ سال نوری را از شبیه‌ساز رنسانس نشان می‌دهد. ناحیه‌ای که مرکز آن خوشه‌ای از کهکشان‌های جوان، تابش‌ها (سفید) و فلزات (سبز) را تولید کرده‌اند. و همین تابش‌ها موجب گرم شدن گازهای اطراف آن‌ها شده است. هاله ماده تاریکِ خارج از این ناحیه گرم شده توانسته سه ستاره ابَرسنگین را تولید کند (داخل کادر) که هرکدام ۱۰۰۰ برابر خورشید جرم دارند. این ستاره‌ها به سرعت به سیاه‌چاله‌های سنگین فرومی‌رمبند و در نهایت پس از چند میلیارد سال به سیاه‌چاله‌های ابرسنگین تبدیل می‌شوند.

تئوری‌های پیشین دانشمندان می‌گفت که تابش‌های قدرتمند کهکشان‌های دیگر موجب توقف جریان ستاره‌سازی در این ناحیه‌های جوان که شامل سیاه‌چاله‌های سنگین هستند، می‌شده است و همین امر به رشد و توسعه بیشتر آن سیاه‌چاله‌ها کمک می‌کرده است. اما پژوهش و شبیه سازی جدید، مکانیزم کاملا جدیدی را آشکار کرده است که  منجر به شروع شکل‌گیری سیاه‌چاله‌های عظیم در هاله‌های ماده تاریک در اطراف کهکشان‌ها می‌شود. این مکانیزم نشان می‌دهد که سرعت زیاد در توسعه کهکشان‌ها نکته کلیدی در رشد سیاه‌چاله‌های ابرسنگینِ آغازین هستند.

ایجاد سیاه چاله های ابرسنگین در عالم آغازین

امتیاز تصویر: John Wise, Georgia Institute of Technology

این تصویر قسمت کوچکی به ابعاد ۳۰ سال نوری از هاله ماده تاریک را در این خوشه کهکشانی جوان نشان می‌دهد. قرص چرخان گازها به سه توده تقسیم شده که هر کدام تحت اثر نیروی گرانشِ خودش به یک ستاره فوق سنگین تبدیل می‌شوند.

 

سیاه‌چاله‌ها:

سیاه‌چاله فشرده‌ترین و چگال‌ترین جسم نجومی است که هیچ چیزی حتی نور هم قدرت فرار از آن را ندارد! هنگامی که ستاره سنگینی در یک انفجار ابرنواختری منفجر شود، می‌تواند سیاه‌چاله‌ای را از خود به جای بگذارد. به این دسته از سیاه‌چاله‌ها، سیاه‌چاله کوچک و ستاره‌گون گفته می‌شود. از طرف دیگر یک ستاره فوق سنگین می‌تواند به سرعت، تمام سوخت خود را بسوزاند و بدون هیچ انفجاری، به علت شدت زیاد نیروی گرانش مستقیما به یک سیاه‌چاله تبدیل شود. دانشمندان می‌گویند این حالت دوم است که چگونگی تشکیل تعداد زیادِ سیاه‌چاله‌های بسیار سنگین در پیش ـ کهکشان‌هایی که به سرعت در حال تشکیل هستند، را توجیه می‌کند.

 

نقش ماده تاریک:

ماده تاریک، قسمت زیادی از ماده موجود در عالم است که با وجودی که هنوز به صورت مستقیم مشاهده نشده است؛ اما آثار گرانشیِ کاملا مشخص و مهمی را از آن  در ساختار کهکشان‌ها (به خصوص کهکشان‌های مارپیچی) و خوشه‌های کهکشانی، مشاهده می‌کنیم. این ماده در تحول کهکشان‌ها و خوشه‌های کهکشانی نقشی کلیدی دارد. براساس مدل‌ها و شبیه‌سازی‌های انجام شده در مورد سیر تحول کیهان در آن دوران‌های اولیه، آثار بسیار مهمی هم از این ماده تاریک مشاهده می‌شود. به عنوان مثال کهکشان‌های اولیه در مراحل آغازین تشکیل‌شان حتما نیاز به هاله‌ای از ماده تاریک در اطرافشان دارند تا هم گازهای داغِ اولیه را در ساختار کهکشان نگه دارند و هم مانع فرار ستاره‌هایی که در آن‌ها ساخته می‌شوند، بشوند. ماده تاریک بر روی هاله‌های کهکشان‌ها فرومی‌ریزد و همچون یک چسب گرانشی برای همه کهکشان‌ها عمل می‌کند.

بر اساس تئوری‌های موجود، توده‌های عظیمی از گازهای اولیه که منشأ تشکیل کهکشان‌های آغازین بوده‌اند، دمای‌شان به قدری بالا بوده که نمی‌توانسته‌اند به خودی خود در اثر نیروی گرانش خودشان به اجسام پایداری یعنی کهکشان‌ها تبدیل شوند. ولی گرانشِ ناشی از ماده تاریک که به صورت هاله‌ای اطراف آن توده‌های گازی را احاطه کرده‌اند، باعث شده تا ستاره‌هایی که در این کهکشان‌های اولیه شکل یافته‌اند، در کنار هم باقی بمانند و فرصتِ شکل یافتن یک کهکشان را داشته باشند.

محققان این پژوهش برای زوم کردن روی توده‌های متراکمی که ستاره‌ها و سیاه‌چاله‌ها را در این شبیه‌سازی می‌سازند، از تکنیکی به نام پالایش شبکه تطبیقی استفاده می‌کنند. به علاوه آن‌ها در این شبیه‌سازی، منطقه‌ای به قدر کافی بزرگ از کیهان اولیه را برای تشکیل هزاران جرم کیهانی پوشش می‌دهند؛ که این الزامی برای مطالعه اجرام نادری همچون سیاه‌چاله‌های ابرسنگین اولیه است. در واقع برای رسیدن به چنین نتیجه‌ای، تفکیک بالا، فیزیک غنی و نمونه‌های بزرگی از هاله‌های فروریزنده نیاز است.

 

تهیه و تنظیم: محمد همایونی

منابع: nasa.gov و sciencedaily.com

 

دنیای کهکشان‌ها

سفر به دنیای کهکشان‌ها

کشف کهکشان جدید

اخیرا (: بهمن ۱۳۹۷) اخترشناسان توانسته‌اند در یکی از عکس‌های با جزئیات تلسکوپ فضایی هابل، کهکشان جدیدی را کشف کنند. این کهکشان جدید یک کهکشان کوتوله بضوی است که در فاصله ۳۰ میلیون سال نوری از زمین قرار دارد. نام بدین ۱ (Bedin 1) بر این کهکشان گذاشته شده است.

↓ ویدئوی این کشف را در پایین همین مقاله مشاهده کنید ↓

کشف این کهکشان، ماجرای جالبی دارد: در واقع این کهکشان کوتوله با ستارگانی بسیار کم‌فروغ، در پسِ ستارگانِ درخشان یک خوشه ستاره‌ای کروی به نام NGC 6752 قرار گرفته است. همین موقعیت باعث شده که تاکنون از دید اخترشناسان پنهان بماند.

در این تصویرِ بسیار واضح و سرشارِ از جزئیاتی که تلسکوپ فضایی هابل از قسمتی از خوشه کروی NGC 6752 ثبت کرده است، این کهکشان همچون توده‌ای (کُپّه‌ای) از ستارگانِ بسیار کم‌نور مشاهده می‌شود که می‌توانید آن‌ها را در گوشه بالایی و سمت چپ این تصویر مشاهده کنید.

 

کهکشان جدید در پشت خوشه کروی

امتیاز عکس از spacetelescope.org

اما ماجرای این عکس زیبای هابل، به کشف این کهکشان ختم نمی‌شود. کافی است شما عکسِ با کیفیت و جزئیات تلسکوپ هابل را دانلود کنید و آن را در بزرگنمایی بالا مشاهده کنید و در آن کاوش کنید. مطمئن هستم که شما هم همچون من از مشاهده تعدادِ بی‌شمار کهکشان‌هایی که در فراسوی ستارگان آن خوشه ستاره‌ای قرار دارند و همچون توده‌هایی مه‌آلود، خودنمایی می‌کنند؛ به وجد خواهید آمد.

شگفتی من به قدری زیاد بود که مرا واداشت تا ویدئویی برای توضیح این عکس و آن کهکشان‌های دور دست تهیه کرده و آن را به همه علاقه‌مندانِ دیدنِ شگفتی‌های کیهان تقدیم کنم. در ویدئوی زیر علاوه بر بیان کشف جدید هابل، به بررسی اعماق این تصویرِ فوق العاده زیبا و حیرت‌انگیز تلسکوپ فضایی هابل پرداخته‌ام. امیدوارم از دیدن آن لذت برید و شما هم تصدیق کنید که:

«یک ستاره شناس این جهان را مکانی زیباتر برای زندگی می‌بیند»

از آن جهت که مشاهده‌ی آن همه کهکشانِ دوردست و جزئیاتِ زیبای این عکس، نیاز به کیفیت بالای ویدئو دارد، حجم این ویدئو کمی از حد معمول بالاست.

ویدئوی کشف کهکشان جدید و سیری در دنیای کهکشان‌ها

دانلود ویدئو:

 

منبع: spacetelescope.org

تهیه و تنظیم: محمد همایونی

 

عکس افق های نو از سطح پلوتون

افق‌های نو و عکس‌های شگفت از پلوتون

فضاپیمای افق‌های نو در ملاقات با پلوتون

فضاپیمای افق‌های نو

در ۱۴ جولای ۲۰۱۵ برابر با ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ فضاپیمای «افق‌های نو» New Horizons متعلق به سازمان فضایی ناسا تاریخ ساز شد. این فضاپیما اولین کاوشگری است که به مقصد پلوتون و قمرهایش رسیده است. اکنون همزمان با رسیدن این کاوشگر به مقصد بعدی‌اش در کمربند کویی‌پر یعنی اولتیما تولی (۲۰۱۴MU69) نگاهی دیگر به برخی از شاهکارهای این فضاپیما از سیاره کوتوله پلوتون می‌اندازیم و منتظر می‌مانیم تا تصاویر شگفت آن از سیارک اولتیما تولی از راه برسند.

 

کوه‌های باشکوه

تصویر افق های نو از کوه های بزرگ پلوتون

کوه های باشکوه پلوتون

تنها ۱۵ دقیقه پس از رسیدن فضاپیما به نزدیک‌ترین فاصله تا پلوتون در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ ، افق‌های نو به عقب و به سمت خورشید نگاه کرد تا این نمای نزدیک را از غروب خورشید برفراز کوه‌های سترگ یخی و دشت‌های هموار سراسر یخی که تا افق پلوتون گسترده شده است را ثبت کند. محدوده همواری که در سمت راست گسترده شده دشت یخی «اسپوتنیک پلانوم» نام گرفته که در کنار کوه‌های خشن سمت چپ قرار گرفته است. این کوه‌ها تا ۳۵۰۰ ارتفاع دارند.

آسمانی آبی

جو پلوتون

جوّ زیبای پلوتون از دید فضاپیمای افق های نو

در این عکس زیبا که توسط «دوربین طیف نگار ترکیبی رالف» در محدوده نور مرئی گرفته شده است، جوّ پلوتون همچون لایه‌ای مه‌آلود و آبی رنگ در اطراف آن مشاهده می‌شود. مشابه این پدیده را قبلا در اطراف تیتان (قمر زحل) دیده‌ایم، که به احتمال زیاد منبع نور آبی هر دو را می‌توان به واکنش‌هایی که به علت رسیدن تابش‌های فرابنفش خورشید به نیتروژن ومتان آغاز می‌شوند، نسبت داد. این برهمکنش‌ها منجر به تولید ذرات ریز و دوده مانندی به نام «تولین» در لایه‌های فوقانی جوّ پلوتون می شوند. همین‌طور که این ذرات پایین آمده تا بر سطح پلوتون ته‌نشین شوند، مقدارشان زیاد و انباشته می‌شوند. البته این ذرات قرمز و قهوه‌ای هستند و منشأ قرمزگونی برخی سطح‌های پلوتون هم همین ذرات هستند.

کوه‌های رایت

تصویر افق های نو از کوه های رایت پلوتون

کوه‌های رایت در پلوتون

دانشمندان این عکس با کیفیت بالا را که نمایی رنگی از رشته کوه‌های «رایت» است در تیرماه ۱۳۹۴ تهیه کرده‌اند. این کوه‌ها یکی از دو ناحیه‌ای است که وجود بالقوه یخ‌فشان‌ها را بر سطح پلوتون دارد. این نام غیر رسمی به افتخار برادران رایت توسط تیم تحقیقاتی افق‌های نو انتخاب شده است. این مجموعه کوه‌ها که بسیار عظیم و بزرگ هستند، وسعتی در حدود ۱۵۰ کیلومتر دارند که تا ارتفاع ۴ کیلومتری کشیده شده‌اند. اگر همان گونه که حدس زده شده، واقعا یخ‌فشان (آتش فشان‌های یخی) باشند، بزرگ‌ترین یخ‌فشان‌هایی هستند که در قسمت بیرونی منظومه شمسی کشف شده‌اند.

تفاوت‌های شدید

تصویر افق های نو از پلوتون و قمر کارُن

پلوتون و بزرگترین قمرش کارُن

این ترکیب از تصاویر پررنگ شده پلوتون (جلو) و کارُن (عقب) در همان روز اول یعنی ۲۴ تیر ۱۳۹۴ هنگامی توسط «افق‌های نو» گرفته شد که از میان منظومه پلوتون در حال عبور بود. در این تصویر تفاوت‌های چشمگیر پلوتون با بزرگ‌ترین قمرش «کارُن» را به وضوح می‌بینیم. در این تصویرِ ترکیبی، اندازه واقعی دو کره را مشاهده می‌کنیم ولی نسبت فاصله‌هاشان واقعی نیست. این تصویرها ترکیبی از عکس‌های در طول موج‌های آبی، قرمز و مادون قرمز هستند که توسط دوربین مرئی طیف‌نگار ترکیبی «رالف»‌گرفته شده‌اند.

چهره‌های شگفت‌زده

تیم تحقیقاتی فضاپیمای افق های نو

اعضای تیم پژوهشی افق های نو

واکنش اعضای تیم علمی افق‌های نو به هنگام دیدن واضح‌ترین تصاویر از پلوتون در روز نزدیک شدن فضاپیما به پلوتون در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ . این تیم در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جان هاپکینز واقع در مریلند، مستقر هستند.

دشت‌ها و دهانه‌ها

تصویر افق‌های نو از دشت‌ها و دهانه‌های پلوتون

دشت‌ها و دهانه‌های پلوتون

این تصویر با وضوح بالا از فضاپیمای ناسا، جزئیات زیادی از دشت‌های ناهموار و خشن پلوتون را آشکار می‌کند که شامل دهانه‌های بسیاری است با لایه‌های مختلف در دیواره‌های داخلیِ آنها. در نگاه زمین‌شناسی، وجود لایه‌ها معمولا به معنی تغییرات مهم در ترکیبات آن قسمت یا رویدادهای مختلفی است که بر آن سرزمین گذشته است. اما در حال حاضر تیم تحقیقاتی افق‌های نو نمی‌دانند که آیا این لایه‌بندی‌ها منطقه‌ای و جزئی هستند یا در حال دیدن لایه‌هایی وسیع و سراسری هستند؟ بحث‌هایی در خصوص منشأ آن خطوط تاریکِ تقریبا عمودی که در سمت چپ و پایین تصوی است وجود دارد؛ ولی احتمالا منشأ زمین‌شناختی دارند.

دهانه‌های زیادی که در این عکس دیده می‌شوند در منطقه‌ای به نام «حوضه بِرنی» قرار دارند. برنی نام غیر رسمی است که از اسم دانش آموزی گرفته شده که در سال ۱۹۳۰م نام پلوتون را برای سیاره تازه کشف شده پیشنهاد کرد.

سرزمین‌های متنوع

دشت‌ها و کوه‌های متنوع بر سطح پلوتون ـ تصویر از افق‌های نو

سرزمین‌های متنوع بر پلوتون

عکس‌های بسیار دقیقی از سطح پلوتون توسط «افق‌های نو»، درست لحظاتی قبل از نزدیکیِ کامل به آن گرفته شده‌اند. این عکس بسیار دقیق که جزئیاتی در حد مقیاس ۲۷۰ متر را به ما نشان می‌دهد، منطقه‌ای به وسعت ۱۲۰ کیلومتر را دربر می‌گیرد که دشتی با سطح بافت‌مانندش دو کوه یخی منفردی را فراگرفته است.

تنوع سطحی

تنوع زیاد بر سطح پلوتون توسط افق های نو

تنوع زیاد بر سطح پلوتون

این نما از منطقه‌ای به وسعت ۳۵۰ کیلومتر نشان دهنده تنوع باور نکردنی عوارض سطحی بر روی این سیاره کوتوله است؛ چه از لحاظ بازتاب‌پذیری سطوح و چه از نظر ساختارهای زمین شناختی آن‌ها. این عکس شامل سرزمین‌هایی تیره، به شدت باستانی و همراه با دهانه‌ها؛ و از طرفی سرزمین‌هایی روشن با سطحی صاف و جوان است. تعداد زیادی کوه و بخش‌هایی تیره و برآمدگی‌های هم خط که منشأ آن‌ها قابل بحث است را مشاهده می‌کنیم.

کوچک‌ترین عارضه قابل مشاهده در این عکس ۸۰۰ متر قطر دارد. این عکس توسط فضاپیمای «افق‌های نو» از فاصله ۸۰٫۰۰۰ کیلومتری گرفته شده است.

پلوتون روانگردان

عکس افق های نو از سطح پلوتون

تصویر پررنگ شده از سطح پلوتون

دانشمندانِ افق‌های نو این تصویرِ رنگی اغراق شده را ایجاد کرده‌اند تا تفاوت‌های ظریف رنگی بین مناطق مختلف و متمایز این سیاره کوتوله را برجسته‌تر نشان دهند. داده‌های تصویر آن توسط دوربین «رالف» در ۲۳ تیرماه از فاصله ۳۵٫۰۰۰ کیلومتری ثبت شده است.

حوضه اسپوتنیک

منطقه اسپوتنیک در پلوتون

تصاویر افق‌های نو از حوضه اسپوتنیک

دانشمندانِ مأموریت «افق‌های نو» عکس‌هایی را از دشت‌های اسپوتنیک که نیمه غربی «قلب پلوتون» است، پردازش کرده‌اند تا الگوهای پیچیده‌ای که تاکنون مشابه آن مشاهده نشده است را بر روی بافت‌های سطحی دشت‌های وسیع یخبندان آن آشکار کنند. عکس سمت چپ که پررنگ هم شده است، نمای نزدیکی است از قسمتی از صفحاتِ سلولی در وسط اسپوتنیک، و عکس سمت راست یک «نقشه پراکندگی» از همان منطقه است که از ترکیب دو عکس تهیه شده که فضاپیما از زاویه‌های کاملا متفاوت از این ناحیه هنگام پروازش برفراز اسپوتنیک گرفته است.

نقشه پراکندگی نشان می‌دهند که مراکز آن قسمت‌های سلولی تمایل به صاف و مسطح شدن دارند، در حالیکه لبه‌های آن‌ها ناهموار و حفره‌دار هستند. مرزهای بین این سلول‌های یخی حتی از مرکز آن‌ها درخشان‌ترند و این به معنی نرم و صاف‌تر بودن این مرزهاست. پژوهشگران «افق‌های نو» احتمال زیاد می‌دهند که این الگوها بر اثر جریان همرفتی از یخ‌های نیتروژنی است که یخ‌های گرمتر در مرکز این سلول‌ها به بالا می‌آیند و به سمت بیرون حرکت می‌کنند تا در لبه‌های آن فرو روند.

کره‌ی سنگفرش شده

سطح زیبای پلوتون از دید فضاپیمای افق‌های نو

سطح زیبای پلوتون

این دورنمای ترکیبی از پلوتون نشان می‌دهد که اگر در فاصله ۱۸۰۰ کیلومتری برفراز ناحیه استوایی آن بودید چنین چشم‌اندازی را از منطقه تیره و پر از دهانه «کاتولو رِجیو» به سمت ناحیه روشن، نرم و وسیع و پوشیده از یخ حوضه اسپوتنیک می‌دید. پهنای این منطقه حدود ۱۸۰۰ کیلومتر است و هنگامی که فضاپیما از فاصله ۸۰٫۰۰۰ کیلومتری پلوتون حرکت می‌کرده، گرفته شده است.

هلال خیره کننده

تصویری از لایه‌های جو پلوتون

هلال پلوتون از دید افق‌های نو

این تصویر زیبا ۱۵ دقیقه پس از رسیدن فضاپیما به مقصدش گرفته شده است. این دورنمای وسیع از پلوتون نشان می‌دهد که جوّ آن لایه‌های عمیقی را در همه طرف کره گسترش داده است، تا نیمرخ تاریکی از سرزمین‌های ناهموار آن در طرف شب (سمت چپ) آشکار کند. همچنین سایه پلوتون بر روی بخش‌های جوّ آن افتاده که می‌توان آن را در بالاترین قسمت‌های قرص آن مشاهده کرد. در سمتی که نور خورشید تابیده و روشن است (سمت راست) سرزمین هموار حوضه اسپوتنیک را می‌بینیم که به سمت غرب (در این عکس بالا) تا کوه‌های مرتفع ۳۵۰۰ متری گسترش یافته است. نورهای پس زمینه بیش از ۱۲ لایه مه‌آلود را در جوّ رقیق پلوتون روشن کرده است.

نزدیک‌ترین فاصله تاکنون

مرکز کنترل و پژوهشی افق‌های نو

شور و شوق مردم در مرکز علمی افق‌های نو

میهمانان و اعضای تیم «افق‌های نو» در حال شمارش معکوس برای رسیدن فضاپیما به نزدیک‌ترین فاصله‌اش تا پلوتون هستند. ۲۴ تیر ۱۳۹۴ در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جان هاپکینز در مریلند.

ایستگاه بعدی

افق‌های نو در انتظار رسیدن به اولتیما تولی

اولتیما تولی مقصد دوم افق‌های نو

کاوشگری‌های «افق‌های نو» فقط به پرواز تاریخی پلوتون محدود و متوقف نمی‌شود. بلکه به سوی اجسام یخی دوردست منظومه شمسی در کمربند کویی‌پر حرکت خودش را ادامه می‌دهد تا آن‌ها را بررسی کند.

ایستگاه بعدی آن یکی از اجسام کمربند کویی‌پر است که نام علمی آن  ۲۰۱۴MU69  است که به «اولتیما تولی» معروف شده است. این ملاقات در اول ژانویه ۲۰۱۹م  (۱۱ دی ۱۳۹۷) اتفاق می‌افتد. (که طبق برنامه‌ریزی انجام شده با موفقیت همراه بود و باید منتظر بمانیم تا در هفته‌ها و ماه‌های آینده در سال ۲۰۱۹ عکس‌ها و مقالات علمی آن‌ها منتشر شوند.)

منبع: space.com

تهیه و تنظیم: محمد همایونی