رصد فازهای مختلف ماه

رصد فازهای ماه

رصد و بررسی وضعیت فازهای ماه

 

عکس فازهای ماه توسط فرد اسپناک

فازهای ماه ـ عکس از: F. Espenak

به نام خدا

 

ماه رمضان گذشته یکی از ماه‌های پرچالشی در بحث رویت هلال ماه بود. نه تنها در ابتدا و انتهایش که در شب‌های ششم و میانه‌ی ماه هم بحث‌های زیادی در مورد ماه و وضعیت آن به میان کشیده شد.

از این‌رو پس از رصد موفقیت آمیز و خاطره انگیز ماه نو در شبِ عید فطر، تصمیم گرفتم برنامه‌ای برای رصد تغییرات فاز ماه انجام دهم تا ضمن اطلاع رسانی، آموزش ساده‌ای هم در مورد وضعیت‌های مختلف ماه به مخاطبین و علاقه‌مندان داده باشم.

بنابراین از روز اول ماه شوّال در اینستاگرام پیشنهاد کردم که هر شب به ماه نگاه کنند و دو ویژگی را زیر نظر بگیرند:

  • موقعیت ماه در آسمان
  • شکل ظاهری ماه

و تغییرات این دو مورد را در طول این ماه مورد توجه قرار دهند.

برای عملی شدن این دعوت، خودم هر شب به کمک تلسکوپ، عکس یا فیلم کوتاهی از وضعیتِ شکل هلال (فاز ماه) ثبت و منتشر کرده‌ام، که همچنان ادامه دارد.

این رصدِ ساده اما پایه‌ای یکی از مواردی است که در دوره‌های مدرسه آنلاین ستاره شناس به دانشجویانم ارائه می‌کنم تا با فرآیند تغییراتی که در ماه ایجاد می‌شود آشنا شوند.

برای تکمیل این تمرین رصدی، باید به مدت یک ماهِ قمری ماه را زیر نظر گرفت. البته برای آن‌که بتوان با ریزه‌کاری‌های آن بیشتر آشنا شد، باید برای چندین ماه و آن هم در فصل‌های مختلف، مکان ماه و تغییرات شکل آن را زیر نظر گرفت.

هنگامی که برای ماه‌های مختلف این تمرین را انجام می‌دهیم، به راحتی می‌توانیم تغییر فازهای ماه و جابه‌جایی آن را در پهنه‌ی آسمان توجیه و تبیین کنیم.

امیدوارم که افراد زیادی این کارِ ساده و مختصر را هر شب انجام دهند تا هنگامی که مورد هجوم شایعاتی که در مورد ماهِ شب دوم یا ماهِ نیمه در شبِ ششم یا ماه بدر در شب‌های میانی ماه؛ واقع می‌شوند، دچار تردید و ابهام‌های بی‌مورد نشوند.

این آسمان که دریچه‌ای است به سوی کیهان به روی ما؛ بسیار زیبا و خاطره‌انگیز است.

دیدن آن را از خود دریغ نکنیم و آن را دقیق‌تر بنگریم و

بفهمیمش تا

بیشتر با شکوه و یگانگی هستی‌آفرینَش آشنا شویم.

 

محمد همایونی

چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۸

در ادامه عکس‌هایی که از این رصدِ یک‌ماهه ثبت کرده‌ام به مرور قرار می‌گیرند:

 

هلال عید فطر 1398

هلال ماه در پایان ماه رمضان (۱۳۹۸ خورشیدی)

به نام خدا

مطالب تکمیلی بعد از ویدئو قرار دارد.

هلال ماه در پایان ماه مبارک رمضان ۱۴۴۰ (۱۳۹۸ خورشیدی) در شامگاه روز سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ به راحتی از اکثر نقاط کره زمین قابل رویت است.

در روز قبل از آن یعنی دوشنبه ۱۳ خرداد‏، این هلال از هیچ نقطه‌ای روی کره زمین قابل رویت نیست؛ فقط احتمال دارد که بخش‌های غربی امریکا بتوانند با ابزار قوی آن را مشاهده کنند.

توضیحات تکمیلی در ویدئوی زیر:

 

 

نویسنده: محمد همایونی

دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸

 


مطالب تکمیلی:

 

متأسفانه همچنان خیلی از مردم اعتقاد دارند که به علت اغراض سیاسی ابتدای ماه رمضان تغییر کرده؛ و با توجه به این‌که عربستان و تعدادی از کشورهای دیگر امروز یعنی سه شنبه ۱۴ خرداد را عید فطر اعلام کرده‌اند، بیشتر دچار ابهام و شبهه شده‌اند که حق با آن‌هاست و امروز روز عید فطر است.

اما همانطور که در ویدئو گفتم، این هلال در غروب روز دوشنبه در هیچ کجای جهان قابل رویت نبوده و فقط برخی از نواحی امریکا می‌توانستند با تلسکوپ آن را مشاهده کنند.

در مورد کاری هم که عربستان در اعلام اول ماه کرده‌است باید در نظر داشت که این کشور، بر اساس محاسبات و مشخصات خاصی که هلال دارد اعلام می‌کنند. لذا موارد بسیاری مشاهده شده که هلال با هیچ تلسکوپِ قوی‌ای هم در مکه قابل مشاهده نبوده است، ولی عربستان اعلام رویت و عید فطر کرده است.

یک سری از کشورها هم هستند که هرچه عربستان در خصوص ابتدای ماه اعلام کرد، را قبول می‌کنند و بر این اساس آن‌ها هم اعلام عید و اول ماه می‌کنند؛ هرچند که هزاران کیلومتر با عربستان فاصله داشته باشند.

باید یاد بگیریم که ما کاری به کشورهای دیگر نداشته باشیم و براساس مبانی علمی و تجربی نتیجه‌گیری کنیم.

 

ظهر سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸

جهت اطمینان به نقشه‌های رویت‌پذیر هلال در غروب روزهای دوشنبه و سه شنبه نگاه می‌کنیم تا متوجه شویم که اعلام عربستان کاملا غیرعلمی است و در این کشور هلال ماه غیرقابل رویت بوده است.

وضعیت رویت پذیری هلال ماه در غروب دوشنبه 13 خرداد 1398

وضعیت رویت پذیری هلال ماه در غروب دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸ ـ منبع عکس: www.moonsighting.com

همانطور که مشخص است در غروب روز دوشنبه، در هیچکدام از قاره‌های اقیانوسیه، آسیا، اروپا و افریقا، امکان رویت هلال نبوده است. فقط بخش‌های از امریکا آن هم با تلسکوپ می‌توانسته‌اند هلال را مشاهده کنند.

وضعیت رویت پذیری هلال ماه در غروب سه‌شنبه ۱4 خرداد ۱۳۹۸

وضعیت رویت پذیری هلال ماه در غروب سه‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ ـ منبع عکس: www.moonsighting.com

ولی وقتی به روز سه شنبه می‌رسیم، در بیشتر مناطق کره زمین می‌توان هلال را به راحتی با چشم غیر مسلح دید (: مناطق سبز) در بقیه مناطق هم می‌توان هلال را با چشم دید. فقط مناطق قرمز رنگ که خیلی هم کم هستند، نیاز به ابزار قوی دارند.

امیدوارم فریب شایعاتی که بیان می‌کنند در غروب دوشنبه هلال در سیستان یا دشت آزادگان رویت شده‌است را نخورید و مطمئن باشید این هلال در غروب دوشنبه به هیچ وجه قابل مشاهده نبوده است.

بعد از ظهر سه‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸

 

گزارش رصد:

برای رویت این هلال و رصد ماهِ نو، از دوربین دوچشمی ۱۰ در ۴۲ کمک گرفتم. سپس توسط چشم غیرمسلح هم هلال به راحتی مشاهده شد.

خوشبختانه توانستم عکس مناسب از هلال ثبت کنم. و از طرفی در اینستاگرام هم به صورت زنده، ویدئوی آن را پخش کنم.

هلال عید فطر 1398

هلال شوال ۱۴۴۰ ـ عید فطر ۱۳۹۸

عکس با دوربین موبایل از پشت دوربین دوچشمی ۴۲*۱۰ ثبت شده است.

سه‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ ساعت: ۲۳

 

 

آخرین هلال صبحگاهی

هلال صبحگاهی در کنار ناهید

آخرین هلال صبحگاهی

آخرین هلال صبحگاهی ماه رمضان

 

وقتی به روزهای پایانی ماه‌های قمری نزدیک می‌شویم، دیدنِ ماه دیگر به راحتیِ روزهای قبلش نخواهد بود.

هلال ماه در این روزها به آسمانِ سحرگاهی می‌آید و دیدنش کمی همّت می‌خواهد تا بر خواب شیرین صبحگاهی غلبه کنیم و آن را در آسمانِ شرقیِ سحرگاهی به نظاره بنشینیم.

و البته نه این‌که هوای سحرگاهان، لطیف و تمیز شده است، آسمان جلوه‌ای جذاب‌تر به خود گرفته است.

امروز یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ و ۲۷مین روز ای ماه رمضان است. و همانطور که قبلا گفته بودم (در استوری‌های اینستاگرام) موعد رویت آخرین هلالِ صبحگاهی در ماه رمضان بود. که البته این هلالِ زیبا همنشین با سیاره‌ی زیبای صبحگاهی و درخشان آسمان، یعنی سیاره زهره (ناهید) هم شده بود.

خوشبختانه امروز صبح علاوه بر این‌که بسیار به خواب نیاز داشتم و نزدیک بود که در دامِ تنبلی و خوابِ صبحگاهی بیافتم؛ توانستم خودم را بیدار نگه دارم تا کمی آسمان روشن‌تر شود و سیاره زهره و به دنبال آن هلال ماه از افقِ شمال شرقی، بالا بیایند.

خدا را شکر توانستم آن‌ها را بر فراز ساختمان‌های همسایه‌ها مشاهده کنم.

البته غباری که در افق وجود داشت، دیدن هلال را سخت کرده بود ولی می‌توانستم آن را با چشم و بدون کمک دوربین مشاهده کنم.

واقعا زیبا بودند. واقعا … !

این زیبایی بصری را همراه نواهای زیبای پرندگان در آن صبحگاه در نظر بگیرید؛ بسیار دلچسب و خاطره انگیز بود.

و البته،

چاشنی این رصد زیبا، دیدن دماوندِ سر به آسمان و دلبَر بود که خوشبختانه در لحظات قبل از طلوع خورشید در مقابل نورِ صبحگاهی خودنمایی می‌کرد. از پشت بام منزلی که ما هستیم، به شرطی که شرایط دیدِ افقی مناسب باشد؛ می‌توان آن را از لابه‌لای ساختمان‌های شهر مشاهده کرد.

رصدِ زیبای بعدی حتما دیدن هلال ماهِ نو در شبِ عید فطر است.

وعده‌ی ما غروب روز سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸

 

ویدئوهای مربوط به این رصد:

 

 

 

نویسنده: محمد همایونی

یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸

 

مشتری از میان پنجره

چقدر زیباست که در میانه‌ی درگیری‌های فکری و ذهنی، سَرَت را بلند کنی و از پنجره‌ی مقابل، ستاره‌ای درخشان را نظاره کنی.

و او،

 

تو را با خود ببرد به دوردست‌ها، در اعماقِ آسمانِ تیره‌ی شب.

جایی در فاصله‌ی صدها میلیون کیلومتر دورتر از این کره خاکی.

و برای لحظاتی کوتاه، آرامش و احساسی زیبا را تجربه کنی.

آری، او مشتری است. مشتریِ منظومه شمسی.

بزرگ‌ترین سیاره در منظومه است که همچون ستاره‌ای درخشان نورافشانی می‌کند.

 

آسمان شب، پیوندِ دوباره‌ی ماست با آفرینش
بیشتر به آن نگاه کنیم … .

 

نویسنده: محمد همایونی

سحرگاه شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸

 

داستان سیاه چاله ها قسمت 4

داستان سیاه‌چاله‌ها ـ ۴

داستان سیاه‌چاله‌ها

قسمت چهارم

 

داستان سیاه چاله قسمت چهارم

به نام خدا

… ادامه‌ی داستان

اگر پیگیر داستان سیاه‌چاله‌ها از ابتدا باشید، حتما به یاد می‌آورید که شروع نوشتن آن با یک عصر بهاری دلپذیر همراه بود، که حس و حال خاطره‌انگیزی را ایجاد می‌کرد. باید اعتراف کنم که نوشتن همه این داستان در آن عصرگاهِ خاص اتفاق نیفتاده و هر زمان که حسِّ خوبِ نوشتن با من همراهی کرده است برای آن نوشته‌ام.

از جمله الان که از قضا دوباره عصری است زیبا! هم زمان با توپ بازی کودکانِ همسایه، که صدای‌شان با صدای ظریف پرستوهایی که در آسمانِ زیبای نزدیک به غروب آفتاب مشغول پروازهای شیطنت‌آمیز خود هستند، هم‌نوا شده است. پایین رفتن خورشید و آرام آرام رنگ عوض کردنِ آسمان و ابرهای نازک و پراکنده‌ای که در گوشه گوشه آن نقش آفرینی می‌کنند حکایت از فرا رسیدن شب می‌دهد. شبِ تاریکی که می‌تواند جولانگاه نگاه‌های جستجوگرِ شیفتگان نجوم و رصدگران بی‌شماری باشد که در گوشه و کنار این سرزمین پهناور مشتاق دیدار زیبایی‌ها و شگفتی‌های کیهان هستند.

و ما هم به سراغ ماجرای شنیدنی دانشمندان بزرگی می‌رویم که دید و درک ما را از عالم دگرگون کردند، تا ببینیم چه موقع به مقصد نهایی‌مان یعنی سیاه‌چاله‌ها خواهیم رسید.

و اما …

صحبت به موضوع «سرعت فرار» از سطح یک جسم یا کره رسیده بود. و گفتیم که در آستانه پیدا شدن اولین ردپا از سیاه‌چاله‌ها در تاریخ تکامل علم و دانش قرار گرفته‌ایم.

در سال ۱۷۸۳ م یک دانشمند علم فلسفه طبیعی به نام «جان میچل» بر اساس قانون جهانی گرانش و محاسبات ریاضی مربوط به آن ادعای جالبی را بیان کرد. او علاقه زیادی به نیروی گرانش داشت و همکار «کاوِندیش» در فعالیت‌های آزمایشگاهی برای تعیین مقدار عددیِ ثابت جهانی گرانش (G) بود. (کاوندیش و این عدد ثابت بماند برای بعد…)

جان میچل به این نتیجه رسید که اگر ستاره‌ای وجود داشته باشد که با حفظ چگالی خورشید (یعنی میزان تراکمِ ماده در آن همانند خورشید باشد) قطرش ۵۰۰ برابر قطر خورشید باشد، آن قدر نیروی گرانش‌اش قوی خواهد بود که سرعت فرار از سطح آن برابر با سرعت نور خواهد بود. و اگر ستاره از این مقدار هم بزرگتر باشد، سرعت فرار آن از سرعت نور هم بیشتر خواهد شد!

او گفت که اگر چنین ستاره یا ستاره‌هایی در عالم وجود داشته باشند، پرتوهای نوری که توسط خودش تولید می‌شوند،‌ توانِ فرار و جدا شدن از سطح ستاره را نخواهند داشت و از این‌رو چنین ستاره‌ای تاریک است و دیده نخواهد شد. به همین دلیل نام آن را «ستاره تاریک» نهاد.

جان میچل این احتمال را هم بیان کرد که ممکن است تعداد زیادی از این ستاره‌های تاریک در جهان وجود داشته باشند، ولی مشکلی که با آن مواجه هستیم، روش آشکارسازی این ستارگان خواهد بود. چگونه می‌توان ستاره‌ای که تاریک است را دید؟ به طور قطع که قابل دیدن نیست، ولی چگونه می‌توان به وجود آن پی برد؟

او برای حل این مشکل، پیشنهادی مطرح کرد که هم اکنون پس از دو قرن بسیار کاربردی است:

از آن جهت که این اجسام، تاریکند و قابل دیدن نیستند، تنها در صورتی می‌توانیم به وجود آن‌ها پی ببریم که با یک ستاره دیگر تشکیل یک منظومه ستاره‌ای دوگانه دهد تا از تأثیرات گرانشی‌ای که بر حرکت آن ستاره دارد، قابل آشکارسازی باشد. بنابراین اگر چنین ستارگانی به صورت تک و منفرد وجود داشته باشند، راهی برای یافتن‌شان نخواهیم داشت.

نکته جالب، در این پیش‌بینی بسیار دقیقی است که آن زمان جان میچل کرده بود؛ زیرا هم اکنون تعداد زیادی از سیاه‌چاله‌های احتمالی در سیستم‌های ستاره‌های دوگانه یافت شده و می‌شوند. حتی وجود اَبَرسیاه‌چاله بسیار سنگینی هم که در مرکز کهکشان راه شیری وجود دارد از تأثیرات گرانشی‌ای که بر ستارگان اطرافش می‌گذارد قابل شناسایی شده است!

ممکن است بپرسید ستاره‌های دوگانه چیستند؟ جوابِ ساده‌ی آن این است: ستاره‌هایی که بسیار به هم نزدیک باشند، در اثر نیروی جاذبه‌ای (همان گرانشِ همیشگی!) که به همدیگر وارد می‌کنند، به دور هم گردش می‌کنند. و اتفاقا تعداد بسیار زیادی از این نوع ستاره‌ها در کهکشان وجود دارد. دوگانه‌ها علاوه بر نقش مهمی که در شناخت ویژگی‌های ستاره‌ها دارند، یکی از دل‌مشغولی‌های جذاب برای شیفتگان رصدهای شبانه هستند تا آن‌ها را با دوربین‌ها و تلسکوپ‌های خود شکار کنند.

ایده‌های جان میچلِ انگلیسی به قدری جالب و تحریک کننده بودند که منجم هم عصر و هم وطنش «ویلیام هرشل» معروف را بر آن داشت تا تلاش‌های زیادی را برای یافتن آن‌ها توسط تلسکوپ قدرتمندش بکند؛ هرچند که اثری از آن‌ها نیافت.

پس از جان میچل، ریاضیدان معروف فرانسوی «پی‌یر سیمون لاپلاس» هم احتمال وجود چنین ستارگان تاریک و عجیب را مطرح کرده است. لاپلاس در کتابی که در سال ۱۷۹۶ م منتشر کرد، به این موضوع پرداخته و حتما بی‌تأثیر از ایده‌های جان میچل نبوده است.

پس از آن زمان، تقریبا دیگر اثری از ستاره‌های تاریک تا ابتدای قرن بیستم نیست. شاید علتش آن باشد که نه تنها آثاری از وجود آن‌ها رصد و ثبت نشد بلکه تئوری‌های علمی هم بیش از آن‌چه جان میچل یا لاپلاس بیان کرده بودند، حرف اضافه‌ای برای گفتن نداشتند.

جهان باید منتظر می‌ماند تا «آلبرت اینشتینِ» بزرگ جانِ دوباره‌ای به آن‌ها بدهد…

 

ادامه دارد … .

سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸

نویسنده: محمد همایونی

ماه بدر و شب چهاردهم

بدر و ماه شبِ چهارده

بدر و ماه شبِ چهاردهم

ماه کامل و شب چهاردهم

ماه کامل و شب چهارده

«سلام. ببخشید مزاحمتون شدم. من متوجه چیز عجیبی شدم. الان از نظر ماه قمری ۱۲ هست اما میتونم در آسمون ماه کامل ببینم. به نظرم الان باید شب ۱۳ ماه باشه و فردا شب ۱۴هم ماه یا شب مهتاب، می‌خواهم بدونم درسته حدسم؟»

«سلام. امشب مگه شبِ ششم ماه رمضان نیست؟ ماه هم به صورت یک نصف دایره هست. مگه نباید شب هفتم ماه به صورت نیمه باشه؟ به نظر میاد که اول ماه رو یک روز دیر اعلام کردند»

سوال‌های بالا نمونه‌ای از سوال‌هایی است که عموما در میانه ماه رمضان از ما پرسیده می‌شود.

خدا را شکر می‌کنم که وجود ماه رمضان باعث می‌شود افراد بیشتری به آسمان شب و حداقل ماه دقت کنند و پیوندی جدید با آن داشته باشند. و البته باعث سوال، ابهام و تناقض هم برای آن‌ها می‌شود.

در چند مرحله به پاسخ این سوال و ابهام‌های مشابه می‌پردازم:

مطلب اول:

ماه تنها قمر زمین است و در یک مدار بیضی شکل (نزدیک به دایره) در گردش به دور زمین است. بنابراین فاصله آن تا زمین همواره ثابت نیست و بین یک حداقل و حداکثر تغییر می‌کند. نقطه‌ای از مدار که کمترین فاصله را تا زمین دارد حضیض؛ و نقطه مقابلش که بیشترین فاصله را از زمین دارد، نقطه اوج مداریِ ماه می‌گویند.

مطلب دوم:

حرکت ماه هم در مدارش تابع قوانین نیروی گرانش است (همان قوانین کپلر). که یکی از آثار آن متفاوت بودن سرعت حرکت ماه در مدارش است. بدین صورت که هرگاه ماه در حضیض یا نزدیک آن باشد، سرعتش بیشتر و هنگامی که در اوجِ مداری‌اش قرار دارد، سرعتش کمتر است.

مطلب سوم:

هنگامی ماه به صورت قرص کامل (بدر) دیده می‌شود که در مدارش به دور زمین دقیقا در طرف مقابل خورشید قرار بگیرد. از نظر محاسباتی زمانی که جدایی زاویه‌ای ماه با خورشید ۱۸۰ درجه شود؛ که زمان رسیدن ماه به چنین وضعیتی قابل محاسبه و اندازه‌گیری است. در این حالت است که تقریبا ۱۰۰ % قرص ماه روشن است، ولی در زمان‌های قبل و بعد از آن میزان بخش روشن آن کمتر از ۱۰۰ درصد خواهد بود.

نکته: از لحاظ ظاهری نمی‌توان به وسیله چشم تفاوت‌های اندک بین وضعیت قرص ماه را در زمان‌های اندکی قبل و بعد از ماه بدر تشخیص داد. به همین دلیل است که به طور معمول در سه شبِ ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ می‌توان ماه را نسبتا کامل دید؛ ولی قطعا در شب‌های ۱۲ و ۱۶ قرص ماه کامل نخواهد بود.

مطلب چهارم:

هنگامی که ماه به صورت نیمدایره دیده می‌شود را به اصطلاح «تربیع» می‌گویند. که یکبار در نیمه اول ماه اتفاق می‌افتد و یکبار هم در نیمه دوم. از نظر محاسباتی هم زمانی ماه بدین صورت دیده می‌شود که جدایی زاویه‌ای بین ماه با خورشید ۹۰ درجه شود.

معمولا تربیع اول در شبِ هفتم ماه اتفاق می‌افتد، اما حتی بین شب‌های پنجم تا هشتم هم تربیع اول مشاهده شده است.

تربیع اول ماه

تربیع اول ماه

توضیح جواب:

از ابتدای ماه که اولین هلال در شب اول دیده می‌شود، باید شب‌های متوالی بگذرد تا ماه به آن طرف زمین برود و به حالت بدر برسد. حالا با توجه به این که ممکن است در این مدت، ماه از قسمت حضیض یا اوج یا فاصله بین آن‌ها بگذرد، می‌تواند زمان رسیدن ماه به حالت بدر را متفاوت کند.

اگر در این مدت، از حضیض خود عبور کند چون سرعت بیشتری دارد، سریعتر به زاویه ۱۸۰ درجه با خورشید می‌رسد. این یعنی زودتر از شبِ چهاردهم ماهِ بدر را خواهیم دید. حتی ممکن است در روزِ ۱۲ هم ماه به حالت بدر برسد. (دقت کنید روزِ دوازدهم، نه شبِ دوازدهم)

حال اگر در این مدت از نقطه اوج مدارش عبور کند، چون با سرعت کمتری در مدارش حرکت کرده، پس دیرتر به زاویه ۱۸۰ درجه با خورشید می‌رسد؛ و همین باعث می‌شود که شبِ ۱۴ یا ۱۵ بتوان ماه را به صورت کامل مشاهده کرد. حتی امکان دارد که در روز ۱۵ هم به حالت بدر برسد!

البته مواردی که خیلی با شبِ ۱۴ فاصله دارند، مثل روز ۱۲ و ۱۵ خیلی به ندرت اتفاق می‌افتند.

در مورد تربیع اول هم وضعیت به همین صورت است، تفاوت سرعت حرکت ماه در مدارش می‌تواند موجب تغییر در زمانِ رسیدن آن به تربیع شود.

از طرفی به این نکته هم باید توجه داشت که:

هنگامی که ماهِ قبلی سی روزه تمام شود، از همان ابتدای ماه، میزان ضخامت هلال مقداری بیشتر از زمانی است که ماه قبلی ۲۹ روزه تمام شده باشد. بنابراین طبیعی است که در این فرآیند افزایش ضخامت ماه، کمی زودتر از زمان دقیق شبِ چهاردهم به حالت بدر درآید.

و یک مورد دیگر که باید به آن دقت کرد: وضعیت یک ماهِ کامل خاص در نقاط مختلفِ کره زمین با هم متفاوت است. دقیقا مثل رویت پذیری هلال ماهِ نو، که وابسته به مکان جغرافیایی روی کره زمین است.

نتیجه‌گیری:

بنابراین می‌بینیم این باور که حتما و فقط در شبِ چهاردهم ماه قمری، ماه به صورت کامل خواهد بود، قطعیت و عمومیت ندارد. بلکه موارد زیادی خواهد بود که ماه زودتر یا حتی دیرتر به بدر برسد.

همین نتیجه‌گیری به شبِ هفتم و ماه تربیع (نیم‌دایره) هم مربوط می‌شود.

نکته نهایی:

با در نظر گرفتن توضیحات بالا مشخص می‌شود که سیمای ظاهری ماه در شب‌های مختلفِ ماه‌های قمری ارتباطی به رویت هلال در شبِ اول آن ماه ندارد و همان‌طور که همه متخصصین تقویم و رویت هلال می‌گویند: زمانی که ماه به حالت تربیع و بدر می‌رسد، نمی‌تواند اثبات کننده ابتدای ماهِ قمری باشد.

 

نویسنده: محمد همایونی

داستان سیاه چاله قسمت سه

داستان سیاه‌چاله‌ها ـ ۳

داستان سیاه‌چاله‌ها

قسمت سوم

 

داستان سیاه چاله قسمت سوم

به نام خدا

… ادامه‌ی داستان

 براساس ویژگی‌هایی که برای نیروی جاذبه (گرانش) بیان کردیم نتیجه می‌‌گیریم که هرچقدر جرم یک جسم نجومی (مثلا یک سیاره، قمر یا یک ستاره) بیشتر و بزرگتر باشد، آن کره با قدرت و جاذبه بیشتری اجسام دیگر را به سوی خود جذب می‌کند.

این کاملا مشخص و ثابت شده است که کره‌ای کوچک همچون ماه با نیروی کمی اجسام را به سوی خودش جذب می کنند ولی زمین با نیروی قوی‌تر و بزرگتر.

به همین صورت سیاره غول پیکر مشتری، گرانش قوی‌تری دارد و در نهایت شدت و قدرت گرانش هیچکدام از کره‌های موجود در منظومه شمسی به پای جاذبه خورشید نخواهد رسید.

حال

اگر بخواهیم به صورت فرضی جسم کوچکی نظیر یک توپ را از سطح هر کدام از کره‌هایی که نام بردیم به سمت «بالا» پرتاب کنیم تا در نهایت از دام گرانش و جاذبه آن کره خارج شود و از آن جدا شود؛ نیاز به قدرت‌ها یا نیروهای متفاوتی داریم.

واضح است که بیشترین قدرت و نیرو را باید بر سطح خورشید به آن توپ کوچک وارد کنیم تا بتواند از قید جاذبه خورشید فرار کند.

اخترشناسان اصطلاحی به کار می‌برند که «سرعت فرار» از سطح یک جسم نام دارد.

این سرعت فرار عبارت است از کمترین سرعتی که باید به یک جسم (مانند همان توپ) بر سطح یک کره (مثلاً زمین، سیاره‌ها، خورشید و حتی ستاره‌ها) بدهیم تا آن جسم به صورت عمودی از سطح آن کره جدا شود و از قید گرانش آن فرار کند؛ البته با فرض این‌که نیروی مقاومت هوا یا اتمسفر وجود نداشته باشد.

نمی‌دانم که خود نیوتن در مورد محاسبه سرعت فرار یا قوانین آن فعالیتی کرده است یا خیر؛ اما در زمان‌های بعد از او برای دانشمندان مشخص شده بود که سرعت فرار از سطح یک کره به دو ویژگی آن بستگی دارد:

  1. شعاع آن کره
  2. مقدار جرم کره

هر چقدر شعاع کره کوچک‌تر و مقدار جرم آن بیشتر باشد، سرعت فرار هم از سطح آن بیشتر خواهد بود (و برعکس).

به عنوان مثال سرعت فرار از سطح ماه ۲٫۴ کیلومتر بر ثانیه است و مقدار آن در سطح زمین به ۱۱٫۲ کیلومتر بر ثانیه می‌رسد و در نهایت برای فرار از جاذبه قدرتمند خورشید، باید به سرعت ۶۱۷٫۵  کیلومتر بر ثانیه در سطح خورشید رسید تا از قید جاذبه آن رها شد!

اجازه دهید کمی به زبان آدمیزاد بیان کنم:

در مورد زمین، اگر آن توپ مورد نظرمان را با ضربه‌ای بسیار محکم به بالا (عمودی) پرتاب کنیم به شرطی که سرعتش هنگام پرتاب ۴۰٫۲۷۰ کیلومتر بر ساعت (= ۱۱٫۲ کیلومتر برثانیه) بشود، آن وقت می‌تواند از جاذبه زمین فرار کند و دیگر به زمین بازنگردد. (البته حواسمان باشد که اثر مقاومت هوای موجود در جوّ را در نظر نگرفتیم و در واقع باید کمی بیش از این مقدار به آن توپ سرعت بدهیم!)

احتمالا کمی دچار تعجب شده‌اید! ولی همین است دیگر، خاصیت نیروی جاذبه است و زمین هم یک کره‌ی بسیار بزرگ و سنگینی است برای خودش!

دیگر خودتان سرعت فرار از سطح خورشید را مقایسه کنید که چقدر زیاد و عظیم خواهد بود!

حالا تصور بکنید که ستاره‌هایی که چندین برابر خورشید سنگین‌تر و فشرده‌تر هستند چه سرعت فرار بزرگ و غیرقابل تصوری خواهند داشت.

و این‌جا جایی است که آرام آرام، سر و کله‌ی سیاه‌چاله‌های مرموزمان پیدا خواهد شد.

زمانی که در قرن هجدهم میلادی (به صورت دقیق در ۱۷۸۳ میلادی) یک دانشمند انگلیسی که علاقه و تجربه زیادی به مطالعه و پژوهش در مورد نیروی گرانش داشت، فرض عجیبی را مطرح کرد:

ستاره‌های تاریک

 

ادامه دارد … .

شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸

نویسنده: محمد همایونی

داستان سیاه‌چاله‌ها ـ ۲

داستان سیاه‌چاله‌ها

قسمت دوم

 

معرفی سیاه چاله ها قسمت 2

به نام ایزد دانا

… ادامه‌ی قسمت قبل

ویژگی نیروی جاذبه (گرانش) این است که هر چه مقدار ماده موجود در جسم بیشتر و بیشتر باشد، شدت و قدرت نیروی جاذبه اش هم بیشتر و بزرگتر خواهد شد. معمولا در آموزش‌هایی که می‌دهم وقتی به این موضوع می‌رسم، افراد تصور می‌کنند که نیروی گرانش فقط در مورد زمین وجود دارد و نهایتا آن را برای ماه و خورشید و سیاره‌ها تصور می‌کنند!

اما …

 نیروی جاذبه یا گرانش بین همه اجسام و چیزهایی که در این طبیعتِ بیکران هستند وجود دارد، از خردترین ذره زیرِاتمی گرفته تا بزرگترین ستاره‌ها و کهکشان‌های عالم، همه و همه در حال جذب یکدیگر هستند و نمی‌توان جسمی را یافت که این نیرو را نداشته باشد.

بنابراین همه اجسامی هم که در زندگی روزمره‌ی خود با آن‌ها سروکار داریم، نیروی جاذبه دارند و دیگر اجسام را به سوی خودشان جذب می‌کنند؛

ولی،

اندازه و قدرتِ این نیرو در اجسامِ مختلف، متفاوت است.

 نیروی گرانشِ اجسامِ ریز و معمولی به قدری ضعیف و ناچیز است که نمی‌توانیم به راحتی آن را احساس کنیم و اندازه بگیریم. اما وقتی با اجسامِ کیهانی نظیر ماه، زمین، خورشید و سیاره‌ها و ستاره‌ها سروکارمان بیفتد، آثار جاذبه و گرانشِ آن‌ها را به راحتی می‌توانیم ببینیم.

 نیوتن براساس دست‌آوردهای دانشمندان پیشین (به ویژه کارهای گالیله و کپلر) و بررسی‌هایی که خودش انجام داده بود، به این نتیجه رسید که  نیروی گرانش (جاذبه) در اطراف یک اجسام، دو ویژگی دارد که عبارتند از:

  1. هرچقدر از جسم فاصله بگیریم از شدت و قدرت جاذبه بین آن‌ها کاهیده می‌شود. یعنی با افزایش فاصله از جسم، قدرتِ جاذبه‌اش کم می‌شود و با نزدیک شدن به آن قدرت جاذبه‌اش افزایش می‌یابد.
  2. هرچقدر جِرم یک جسم (به زبان آدمیزاد یعنی مقدار ماده‌ای که در جسم وجود دارد!) بیشتر شود قدرت نیروی گرانش و جاذبه‌اش هم بیشتر می‌شود. پس اجسام بزرگتری که ماده‌ی بیشتری هم دارند، جاذبه یا گرانش بیشتری هم خواهند داشت.

نیوتن این خاصیت‌ها را دانست و رابطه‌ی ریاضی بین آن‌ها را هم بیان کرد. او توانست از این قانون جهانیِ گرانش نتایج شگفتی هم بگیرد، و آن استخراج سه قانونی بود که «یوهانس کِپلِر» (آن منجم سخت‌کوشِ آلمانی) قبل از نیوتن در مورد حرکت سیاره‌ها به دور خورشید به دست آورده بود.

 

البته کپلر بر اساس رصدهای بسیاری که توسط «تیکوبراهه» و بعد خودش (که داستان مفصلی دارد) در بررسی حرکت سیاره‌ها در آسمان انجام شده بود، توانست آن سه قانون معروف را پس از سال‌ها تجزیه و تحلیل داده‌های رصدی استخراج کند؛ و این شاهکار کپلر بود!

برای من همیشه تلاش‌های بی‌نظیری که کپلر در تجزیه و تحلیل داده‌های رصدیِ حرکت سیاره‌ها انجام داده بود تا به استخراج قوانین حرکت سیاره‌ها انجامید؛ تحسین برانگیز و قابل ستایش بوده و همواره برای دانش‌آموزان و دانش‌جویانم عظمتِ کار او را بیان کرده‌ام.

کپلر، واقعا پژوهشگری استوار و باعظمت بوده است.

 

خب، برگردیم به سراغ نیوتن و قانون گرانش‌اش!

اهمیت کار نیوتن در این بود که با یک قانون ساده و روابط ریاضی توانست دقیقا همان قوانین تجربی و رصدی‌ای را که کپلر به دست آورده بود آشکار کند. این موفقیت نشان از قدرتمندی قانون جهانی گرانش و صحّت ادعاهای نیوتن داشت.

باید بر هر دوی آن بزرگ انسان‌ها تبریک گفت و پس از قرن‌ها آنها را ستود.

 

ادامه دارد … .

دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

نویسنده: محمد همایونی

 

داستان سیاه چاله ها

داستان سیاه‌چاله‌ها ـ ۱

داستان سیاه‌چاله‌ها

قسمت اول

داستان سیاه چاله ها

به نام ایزد دانا

 

یک عصر بهاری، هوای دلپذیر، و صداهای مختلفی که از پنجره به گوش می‌رسد: کودکانی که در کوچه‌ها یا خانه‌های مجاور در حال بازی هستند، گنجشک‌هایی که سرمست این هوای اردیبهشتی هستند. و هیاهوی ماشین‌های شهر و گاه گاهی غرّش‌های کوتاه بادهای بهاری.

کاغذی را برگوشه میز می‌بینم که چند روز قبل اطلاعاتی در مورد نخستین تصویری که از یک سیاه‌چاله منتشر شده بود، بر آن نوشته بودم. چهار عکس که در چهار روز از سیاه‌چاله اَبَرپرجرم مرکزی در کهکشان غول‌پیکر M87 ثبت و منتشر شده بود. به یادم آمد آن هیجانی که منجمین و علاقه‌مندان نجوم در آن چهارشنبه خاطره‌انگیز و روزهای بعد از انتشار به دست آورده بودند.

سیاه چاله ابرپرجرم در مرکز کهکشان M87

اولین تصویر مستقیم از سیاه چاله مرکزی کهکشان M87

این اتفاق برای خودم هم سرشار از هیجان و شگفتی بود! چرا که شاهد انتشار یکی از دستآوردهای مهم علمیِ اخترشناسان و جامعه علمی این زمانه بودم؛ البته همراه با سوال‌های فراوانی هم بود. سوال‌هایی که هم برای خودم پیش می‌آمد و هم پرسش‌هایی که دیگران می‌پرسیدند:

سیاه‌چاله چیست؟

مگر چه اتفاقی افتاده بود که این همه کنفرانس‌های خبری در کشورهای مختلف گذاشته بودند تا نخستین عکسِ آن را به همگان نشان دهند؟

و

چرا تاکنون عکسی از سیاه‌چاله‌ها نداشتیم؟

این عکسِ به این سادگی چه اهمیتی داشت؟

چه چیز خارق‌العاده‌ای در آن بود مگر؟!

نورهای خمیده چیستند؟

پس این همه عکس‌هایی که در کتاب‌ها و مجلات و سایت‌ها بودند، چه بودند؟ واقعی نبودند؟

در سیاه‌چاله چه اتفاقی می‌افتد؟

آیا کهشکان‌ها در سیاه‌چاله‌ها بلعیده خواهند شد؟ و ….

تا این سوال  که:

اصلا این عکس چه فایده‌ای برای انسان‌ها و مردم دارد؟

 

از این‌رو تصمیم گرفتم که چند سطری در مورد ماجرای سیاه‌چاله‌ها و انتشار اولین عکسِ یکی از آن‌ها بنویسم؛ ولی این نوشتن به صفحه‌های زیادی منجر شد… .

 

اصلا، ماجرای سیاه‌چاله‌ها چیست و نخستین عکسِ آن از چه حکایت می‌کند؟

شاید بتوان گفت سرگذشت سیاه چاله‌ها از آن زمان شروع شد که نیوتن، آن دانشمند فرهیخته در قرن هفدهم گفت هر آنچه در طبیعت وجود دارد نیرویی ذاتی در خودش دارد از جنس جاذبه و جذب کردن به نام «گرانش» یا همان جاذبه، که باعث می‌شود همه اجسام اطراف خودش را به سمت خود جذب کند.

نیوتن این ویژگی را  به نام «قانونِ جهانی گرانش» معرفی کرد و ادعا کرد همان‌طور که یک سیب از درخت رها می‌شود و به سطح زمین می‌افتد (جذب می‌شود) به همین دلیل هم کره ماه به دور زمین می‌گردد و در گردش است، و حتی به همان دلیل است که سیاره‌ها به گرد خورشید در گردش‌اند؛ و حتی آن را به دنیاهای احتمالی در ورای منظومه شمسی هم تعمیم داد.

 

ادامه دارد … .

شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

نویسنده: محمد همایونی