سوگوار ایران

اینجایم تا بنویسم تا بگویم که من، و ما، بینهایت سوگواریم. ماتمزدهایم. ماتمی ادامهدار که قصد پایان ندارد. مگر میشود برایش پایانی تصور کرد؟ نه. من که نمیتوانم. تا این لحظه نتوانستهام. اصلا برای چه پایان یابد؟ این ماتمی است، غمی است، عزایی است بیانتها.
حتا شده باید هر روز این سوگواری را، این عزا را، این رنج را، این خاکِ برسر را در دل و جان زنده کرد. نباید یاد رنج بیانتهایی که هزاران خانواده در این سرزمین، در این ایران عزیزمان دیده و میبینند برایمان عادی شود. نباید فراموش شود.
مگر میشود صورتهایمان را به همین زودی از اشکهای این روزها پاک کنیم؟ نه. من که نمیتوانم.
الان هم اینجایم تا از این رنج و مصیبت و این ماتم بگویم و بنویسم. از این بگویم که صبح 18 دی تا عصر مشغول آماده کردن مقالهای و مطلبی برای سایت ستارهشناس بودم، اما … . اما ناقص ماند و … . و دیگر نخواهم توانست آنرا ادامه دهم. همهی صفحههایش و همهی کارهایش همینطور نیمهکاره رها شده در گوشهی لپتاپ منتظرند. انتظاری که پایان نخواهد داشت.
از ماه بهمن یک هفته گذشت تا توانستم صفحهی رصدهای این ماه را تو سایت ایجاد کنم، آن هم صفحهای با عنوانهای خالی از محتوا. اعتراف میکنم که آن زمان نتوانستم دلیلش را سوگ و ماتم رسوب کرده در جان و دلم عنوان کنم. بهانه آوردم که نت بینالمللی قطع است. اما در واقع بهت و شوک آن اتفاق دهشتناک بود که دست و پایم را و ذهنم را بسته بود. همهی وجودم را قفل کرده بود. اصلا در این شرایط که این همه خانواده عزادار شده، این همه عزیزان پرپر شده و این همه اشکها جاری است، چه جای نجوم و ستارهشناسی.
سخت است، سخت.
تا اینکه در سومین جمعهی بهمن کسی از مخاطبین عزیز سایت تلفن زد و سراغ وضعیت سیارهها را در این روزها گرفت. درخواستش این بود که رویدادهای رصدی این هفتهها بهروز شوند. گفتنش و کلامش و درخواستش کمی انگیزه داد تا برای نوشتن و برای اعلام سوگواریم حرکت کنم. همان شب رویدادهای رصدی هفتهی سوم بهمن آماده و منتشر شد. در ابتدای همان صفحه هم اعلام کردم که سوگوار ایران عزیزمان هستیم.
اکنون پس از پنج هفته، پنج هفتهی سیاه و تاریک، در سوگ و ماتم، سوگی که تمامی ندارد. با وجود و حضور همین سوگ و ماتم است که تلاش میکنیم دوباره بلند شویم. سرپا شویم. و «ستارهشناس» را زنده نگهداریم.
محمد همایونی
23 بهمن 1404